شمارهٔ ۱۰۰ - مرثیه
هوش مصنوعی: شعر درباره محمد امین، شخصیتی با حسن و زیبایی فراوان است که نورش مانند آفتاب و ماه درخشان بوده است. با وجود گذشت زمان و سالها، زیباییاش کاهش نیافته است. اما ناگهان مرگ او به وقوع پیوسته و جهان را تاریک کرده است. پیر خردمندی از شدت اندوه به سوگ نشسته و با دلسوزی به نوشتن تاریخ مرگ محمد امین پرداخته و از این واقعه به شدت متاثر شده است.
خورشید اوج حسن محمد امین که بودروشن ز رویش آینهٔ آفتاب و مه
هوش مصنوعی: درخشش چهره محمد امین به حدی است که مانند آفتاب و ماه، روشنی و زیبایی را در خود دارد. چهره او مانند آینهای است که نور خورشید را منعکس میکند و زیباییاش را به نمایش میگذارد.
وز کثرت مرور شهور و سنین نداشتکاهش به ماه طلعتش از هیچ باب ره
هوش مصنوعی: با گذشت زمانهای بسیار و سالها، هیچگاه از زیبایی ماه چهرهاش کم نشد و این زیبایی هرگز تحت تأثیر وجود هیچچیز قرار نگرفت.
ناگه گرفته شد به کسوف اجل جهانکافاق را ز تیرگیش روز شد سیه
هوش مصنوعی: ناگهان مرگ به سراغ انسان آمد و دنیا به خاطر تاریکی آن به شدت غمگین و سیاه شد.
پیر خرد ز مرگ جهان سوز او چو کرددر ظلمت زمانه ماتم نشین نگه
هوش مصنوعی: پیر زندگی با دانایی، وقتی دید که مرگ این دنیا دردناک است و غم آن را در دل دارد، در تاریکی زمان، محو اندیشه شد و در حالتی غمگین به فکر فرو رفت.
از سوز دل تهیهٔ تاریخ کرد و گفتعالم شده به مرگ محمد امین سیه
هوش مصنوعی: از عمق دلش تاریخ را نوشت و اعلام کرد که جهان به خاطر مرگ محمد امین به سوگ نشسته است.