شمارهٔ ۱۱۸ - وله ایضا
هوش مصنوعی: این شعر درباره تأمل و نگرانی شاعر در مورد مرگ و زندگی است. شاعر به لحظات پایان عمر عزیزان اشاره میکند و میگوید که هر بار که مرگ به سراغ کسی میآید، رضایتی نیست مگر پیکری که در خاک جا میگیرد. سید نعمت الله با وجود شرایط سخت و متغیر زندگی، آگاهی پیدا میکند و با برادرش به همکاری و اتحاد میپردازد. در نهایت، شاعر به تامل در تاریخ و فکر عمیق خود اشاره میکند که او را به اقدام کردن و همکاری با برادرش وادار کرده است.
هر نفس میکرد چون از تاب مرگرشتهٔ عمر عزیزی کو تهی
هوش مصنوعی: هر لحظه، وقتی که از شدت مرگ فاصله میگرفت، نشان دهندهی از دست رفتن عمر عزیز کسی بود که دیگر در میان ما نیست.
هر زمان میشد چو از دست اجلپیکری در خاک چون سرو سهی
هوش مصنوعی: هر بار که مرگ، کسی را به خاک میسپارد، او مانند سروی بلند و زیبا در دل خاک قرار میگیرد.
با وجود طفلی از اوضاع چرخیافت سید نعمت الله آگهی
هوش مصنوعی: با وجود نوزادی، سید نعمت الله از وضعیت دنیای پیرامون آگاه شد.
با برادر همرهی کرد اختیاروز توجه کرد قالب را تهی
هوش مصنوعی: با برادر خود همراهی کردم و با دقت به او توجه کردم تا از خودم خالی شوم.
فکر تاریخش چو گردم عقل گفتکرد سید با برادر همرهی
هوش مصنوعی: وقتی به تاریخ خودم فکر میکنم، عقل میگوید که سید با برادرش همراه بوده است.