شمارهٔ ۹
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده از درد و غم ناشی از دوری محبوبش صحبت میکند. او میگوید هر شب به خاطر دل تنگیهایش ناراحت است و هیچ گاه یاد محبوبش را فراموش نکرده است، در حالی که محبوب به او توجهی نمیکند. در واقع، او در غم عشقش سختی میکشد و احساس میکند که محبت و یاد او برای محبوبش بیاهمیت است.
شب نیست که از غمت دلم جوش نکردوز بهر تو زهر اندهی نوش نکرد
هوش مصنوعی: هر شب بدون اینکه به خاطر تو ناراحتی را حس کنم، نمیگذرد و من هیچ وقت به خاطر تو زهر اندوهی را نمینوشم.
ای جان جهان هیچ نیاوردی یادآن را که ترا هیچ فراموش نکرد
هوش مصنوعی: ای روح جهان، هیچکس به یاد تو نیفتاده و فراموش نکرده است.