شمارهٔ ۱۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با احساس عمیق خود از عشق سخن میگوید. او میگوید که اگر محبوبش همهچیز را از او بگیرد، حتی دو جهان را نیز، برای او مهم نیست، زیرا او فقط به عشق و وجود محبوبش اهمیت میدهد. او از محبوب میخواهد که بازگردد و با او سخن بگوید و به او توجه کند، زیرا چشمانش از شدت احساسات پر از اشک است و در این دلتنگی، جانش را نیز آماده است تا به محبوبش بدهد.
گر زان توام هر دو جهانم بستانباکی نبود سود و زیانم بستان
هوش مصنوعی: اگر تو مرا از هر دو جهان بگیری، برایم مهم نیست که سود یا زیانم چیست.
باز آی به پرسش و ببین چشم ترملب بر لب خشکم نه و جانم بستان
هوش مصنوعی: برگرد و 다시 بپرس و ببین که با چشمان اشکبارم، لبهایم خشک شده و جانم را بگیر.