غزل شمارهٔ ۶۸ - جمال کعبه
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساس عمیق عشق و عشق الهی میپردازد. شاعر به توصیف زیبایی و نور وجود معشوق میپردازد و میگوید که نگاه او به تنهایی کافی است تا تمام کعبهها و نعمتها را ارزشمند کند. همچنین به انسانها یادآوری میکند که در سختیها و بیدادها، ناامید نباشند چون خداوند دائماً نظارهگر است. وجود عشق و آرزو در زندگی، مشابه نور و زیبایی است که میتواند دل را روشن کند. شاعر در انتها به اهمیت دلشکستگی و عشق واقعی اشاره میکند و بر این باور است که نیازی به ادعاهای بزرگ نیست، بلکه عشق خود گواهی است بر حقیقت وجود.
اگر که شبرو عشقی چراغ ماهت بسستاره چشم و چراغ شب سیاهت بس
هوش مصنوعی: اگر کسی در شب عشق تو راه میافتد، ماه تو مانند چراغی است که ستارهها را روشن میکند و شب تاریک را چشم روشنی میبخشد.
گرت به مردم چشم اهتزار قبله نماستبه ارزیابی صد کعبه یک نگاهت بس
هوش مصنوعی: اگر چشمان تو همچون قبلهنما به مردم تماشا کند، یک نگاه تو به اندازه صد کعبه ارزش دارد.
جمال کعبه چمن زار می کند صحرابرو که خار مغیلان گل و گیاهت بس
هوش مصنوعی: زیبایی کعبه مانند چمن زار، سرزمین را زیبا میکند. برو به جایی که در آن خار مغیلان وجود دارد، زیرا در آنجا گیاه و گل زیادی خواهی یافت.
تو خود چو مرد رهی خضر هم نبود نبودشعاع چشمه حیوان چراغ راهت بس
هوش مصنوعی: تو خود مانند مردی هستی که نیازی به راهنمایی خضر ندارید. نور چشمه حیات برای هدایت تو به اندازه کافی روشن است.
دلا اگر همه بیداد دیدی از مردمغمین مباش که دادار دادخواهت بس
هوش مصنوعی: ای دل، اگر از مردم بیداد را دیدی، غمگین نباش، زیرا خداوند که دادگر و دادخواه توست، هست.
نصیب کوردلان است نعمت دنیاتو چشم رشد و تمیزی همین گناهت بس
هوش مصنوعی: خوشبختی دنیا فقط برای افراد نادان است و تو با داشتن چشم و درایت و پاکی، همین گناه تو را کافی است.
تو را که پینه پا کفش بوده مجنونوارقلندرانه هم از گیسوان کلاهت بس
هوش مصنوعی: شما که به خاطر پایپینهات مثل مجنون زندگی میکنی، حتی از موهای کلاهت هم تأثیر میپذیری.
چه حاجت است به دعوی عشق بر در دوستدل شکسته و اشک روان گواهت بس
هوش مصنوعی: نیازی به بیان عشق و ادعای آن در برابر محبوب نیست، زیرا دل شکسته و اشکهای جاری خود گواهی بر این احساس عمیق هستند.
به تاج شاهی اگر سرگران توانی بودگدای درگه میخانه پادشاهت بس
هوش مصنوعی: اگر امکان داشتن تاج و مقام پادشاهی برای تو فراهم باشد، پس چرا باید در برابر درگاه میخانه و شرابخانه به گدایی مشغول شوی؟
ز خلق رو به خدا کن که کنج خلوت عشقرواق مدرسه و طاق خانقاهت بس
هوش مصنوعی: به جای اینکه به خلق و مردم توجه کنی، به سوی خداوند روی بیاور؛ چراکه در فضای عمیق و خصوصی عشق، مکانهای مذهبی و خانقاهها ارزش چندانی ندارند.
ترا که صبح پیاله است و آسمان ساقیچو غم سپاه کشد پای خم پناهت بس
هوش مصنوعی: تو که مانند صبحی که نوشیدنی در دستان ساقی دارد، وقتی غم به تو حمله میآورد، تنها پناهیات همان خم است.
نماز بر خم محراب آسمان چه ضرورهلال ابروی دلدار قبلهگاهت بس
هوش مصنوعی: در آسمان، نماز بر روی محراب نشستن ضروری نیست، زیرا هلال ابروی محبوب، خود قبلهگاه توست.
بهار من اگرت با خزان نبردی بودقطار سرو و گل و نسترن سپاهت بس
هوش مصنوعی: اگر بهار من با پاییز مقابله نمیکرد، سپاه درختان سرو و گل و نسترن کافی بود.
چنین که شعله زدت شهریار آتش شوقبه جان خرمن غم یک شرار آهت بس
هوش مصنوعی: به این ترتیب که تو، ای پادشاه، با شعلۀ آتش شوق در وجودم، غم و اندوهم را به یک جرقه تبدیل کردی.