بخش ۲
هوش مصنوعی: فریدون که پادشاهی بزرگ و نیکوکار است، پس از به دنیا آمدن سه پسرش، به افتخار آنها تصمیم میگیرد تا دخترانی از خاندان بزرگ و نیکو برایشان انتخاب کند. او به یکی از نامداران خود به نام جندل میگوید که به دور دنیا برود و دخترانی شایسته برای پسرانش پیدا کند. جندل راهی میشود و پس از جستجو در کشورهای مختلف، به شاه یمن میرسد و پیغام فریدون را برای او میبرد.
شاه یمن که به پیام جندل گوش میدهد، از او میخواهد که صبر کند و برایش با مشاورانش مشورت کند. او همچنین نگران است که اگر با پیشنهاد فریدون موافقت نکند، ممکن است عواقب بدی داشته باشد. در نهایت، مشاوران شاه یمن تصمیم میگیرند که با فریدون تماس بگیرند و درباره این پیوند بزرگ بحث کنند.
داستان نشاندهنده اهمیت پیوندهای خانوادگی و اتحاد میان دو خاندان قدرتمند است.
ز سالش چو یک پنجه اندر کشیدسه فرزندش آمد گرامی پدید
وقتی پنجاه سال از عمرش گذشت، صاحب سه فرزند گرانمایه شد.
به بخت جهاندار هر سه پسرسه خسرو نژاد از در تاج زر
از بخت بلند شاه هر سه فرزند او پسر بودند. سه پسری که هر سه از نژاد پادشاهی نشان داشتند.
به بالا چو سرو و به رخ چون بهاربه هر چیز مانندهٔ شهریار
(فرزندان او هر سه) قد بلند و زیبا روی بودند و از همه لحاظ به پادشاه شباهت داشتند.
از این سه دو پاکیزه از شهرنازیکی کهتر از خوب چهر ارنواز
دو فرزند بزرگتر از شهرناز بودند و فرزند کوچکتر از ارنواز.
پدر نوز ناکرده از ناز نامهمی پیش پیلان نهادند گام
پدر که هنوز از روی ناز نامزدی برای پسران خود انتخاب نکرده است برای مشورت پیش پیران می رود . در مصرع دوم بجای پیران باید پیران گذاشته شود .
فریدون از آن نامداران خویشیکی را گرانمایهتر خواند پیش
فریدون، یکی از نامدارانش را که عزیزتر بود به نزد خود فراخواند.
کجا نام او جندل پرهنربه هر کار دلسوز بر شاه بر
(کجا:که) که نام آن دانا "جندل" بود و همواره دلسوز و نیکخواه شاه بود. (هنر: کمال-معرفت-فضیلت-دانش)
بدو گفت برگرد گرد جهانسه دختر گزین از نژاد مهان
به او گفت که در دنیا بگرد و سه دختر از نژاد بزرگان پیدا کن
سه خواهر ز یک مادر و یک پدرپری چهره و پاک و خسرو گهر
هوش مصنوعی: سه خواهر از یک پدر و مادر هستند که زیبا و دلفریبند و از خانوادهای معروفت و با اصالت به دنیا آمدهاند.
به خوبی سزای سه فرزند منچنان چون بشاید به پیوند من
هوش مصنوعی: به خوبی باید با سه فرزند من رفتار شود، همانطور که شایسته است با ارتباط من برخورد شود.
به بالا و دیدار هر سه یکیکه این را ندانند ازان اندکی
هر سه قد و بالای یکسانی داشته باشند بطوری که نتوان گفت یکی به دیگری برتری دارد.
چو بشنید جندل ز خسرو سخنیکی رای پاکیزه افگند بن
هوش مصنوعی: وقتی جندل سخنان خسرو را شنید، نظری پاک و روشن ارائه داد.
که بیدار دل بود و پاکیزه مغززبان چرب و شایستهٔ کار نغز
هوش مصنوعی: کسی که دل بیدار و خالص دارد و ذهنش پاک است، میتواند با زبانی شیوا و مناسب، کارهای زیبا و ارزشمندی را انجام دهد.
ز پیش سپهبد برون شد به راهابا چند تن مر ورا نیکخواه
هوش مصنوعی: از حضور فرمانده بیرون رفت و در مسیر، چند نفر او را به نیکی راهنمایی کردند.
یکایک ز ایران سراندر کشیدپژوهید و هرگونه گفت و شنید
هوش مصنوعی: هر یک از مردم ایران به بررسی و تحقیق درباره مسائل مختلف پرداختند و هر نوع گفتوگویی انجام دادند.
به هر کشوری کز جهان مهتریبه پرده درون داشتن دختری
هوش مصنوعی: در هر کشوری که مردی برتر باشد و دختری را در دل خود پرورش دهد، به آن کشور ارادت و محبت نشان میدهد.
نهفته بجستی همه رازشانشنیدی همه نام و آوازشان
هوش مصنوعی: همه اسرار آنها را کشف کردهای و از نام و آوازشان باخبر شدی.
ز دهقان پر مایه کس را ندیدکه پیوستهٔ آفریدون سزید
هوش مصنوعی: هیچکس را ندیدم که از دهقان پرمایه بیشتر شایسته و لایق باشد، مانند آفریدون.
خردمند و روشندل و پاکتنبیامد بر سرو شاه یمن
هوش مصنوعی: عاقل و دلپاک و بیگناه، به نزد سرو خوشچهرهای که نماد زیبایی در یمن بوده، آمد.
نشان یافت جندل مر اورا درستسه دختر چنان چون فریدون بجست
هوش مصنوعی: جندل، نشانهای از اصل خود را پیدا کرد و به همین دلیل سه دختر را مانند فریدون جستجو کرد.
خرامان بیامد به نزدیک سروچنان چون به پیش گل اندر تذرو
هوش مصنوعی: درخت سرو به آرامی به سمت او نزدیک شد، همانطور که یک طاووس با وقار به سمت گل میرود.
زمین را ببوسید و چربی نمودبرآن کهتری آفرین برفزود
هوش مصنوعی: زمین را بوسید و سپس بر آن چربی و رونق افزود، زیرا بر آن کسی که پست است، با این کار توجه و ارزش بیشتری داد.
به جندل چنین گفت شاه یمنکه بیآفرینت مبادا دهن
هوش مصنوعی: شاه یمن به جندل گفت: مبادا بدون آفریدن تو، چیزی را به زبان بیاورم.
چه پیغام داری چه فرمان دهیفرستادهای گر گرامی رهی
هوش مصنوعی: هر پیامی یا دستوری که داری، فرستادهای، اگر در جایگاه والایی هستی.
بدو گفت جندل که خرم بدیهمیشه ز تو دور دست بدی
هوش مصنوعی: جندل به او گفت که همیشه در خوشی و شادکامی هستی، اما این حال و روز تو دور از من است.
از ایران یکی کهترم چون شمنپیام آوریده به شاه یمن
هوش مصنوعی: من از ایران فردی کم اهمیتتر هستم، مانند پیامی که شمنی به پادشاه یمن میآورد.
درود فریدون فرخ دهمسخن هر چه پرسند پاسخ دهم
هوش مصنوعی: به سلامتی فریدون با شخصیت و خوب، هر چه بپرسند، من به همه سوالات پاسخ میدهم.
ترا آفرین از فریدون گردبزرگ آنکسی کو نداردش خرد
هوش مصنوعی: تو را ستایش میکنم ای فریدون بزرگ، کسی که خرد و دانایی ندارد، شایسته چنین ستایشی نیست.
مرا گفت شاه یمن را بگویکه بر گاه تا مشک بوید ببوی
هوش مصنوعی: شاه یمن به من گفت که به او بگو برود و در زمان مناسب بویی خوش را استشمام کند.
بدان ای سر مایهٔ تازیانکز اختر بدی جاودان بیزیان
هوش مصنوعی: ای سرمایهٔ عربها، بدان که از ستارهٔ شومی که همیشه بدیها را نشان میدهد، بیزیان و بیخطر هستی.
مرا پادشاهی آباد هستهمان گنج و مردی و نیروی دست
هوش مصنوعی: من دارای پادشاهی با شکوه هستم که شامل ثروت، قدرت و توانمندی جسمی است.
سه فرزند شایستهٔ تاج و گاهاگر داستان را بود گاه ماه
هوش مصنوعی: اگر داستان به خوبی بیان شود، سه فرزند شایسته و زیبا در آن درخشنده خواهند بود، مانند تاج و ماه.
ز هر کام و هر خواسته بینیازبه هر آرزو دست ایشان دراز
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که از هر لذت و خواستهای بینیاز بوده و به هیچ آرزویی نیازی ندارند، زیرا دست آنها به همه چیز رسیده و به هر چیزی که میخواهند دسترسی دارند.
مر این سه گرانمایه را در نهفتبباید کنون شاهزاده سه جفت
هوش مصنوعی: این سه چیز ارزشمند را باید در دل نگهداری، زیرا اکنون شاهزادهای با سه جفت از آنها وجود دارد.
ز کار آگهان آگهی یافتمبدین آگهی تیز بشتافتم
هوش مصنوعی: از خبرهای کسانی که مطلع بودند، آگاهی کسب کردم و به خاطر این آگاهی، سریعاً اقدام کردم.
کجا از پس پرده پوشیده رویسه پاکیزه داری تو ای نامجوی
بر کسی پنهان نیست که تو سه دختر پاکدامن داری.
مران هرسه را نوز ناکرده نامچو بشنیدم این دل شدم شادکام
برای هر سه نفر هنوز نامزدی انتخاب نکرده ای . چون این را شنیدم خوشحال شدم
که ما نیز نام سه فرخ نژادچو اندر خور آید نکردیم یاد
هوش مصنوعی: ما هم نام سه فرد خوشبخت را وقتی به ذهنمان آمد، یاد نکردیم.
کنون این گرامی دو گونه گهربباید برآمیخت با یکدگر
هوش مصنوعی: اکنون باید این ارزشمند را با دو نوع گوهر ترکیب کرد.
سه پوشیده رخ را سه دیهیم جویسزا را سزاوار بیگفتوگوی
هوش مصنوعی: سه زن زیبا که صورتهایشان پنهان است، هر یک دارای تاجی هستند. هر یک از آنها شایستهی احترام و تقدیر است و نیازی به گفتوگو برای اثبات این موضوع وجود ندارد.
فریدون پیامم بدین گونه دادتو پاسخ گزار آنچه آیدت یاد
هوش مصنوعی: فریدون پیام را به این شکل به من منتقل کرد: تو باید به همه چیزهایی که به ذهنت میرسد پاسخ بدهی.
پیامش چو بشنید شاه یمنبپژمرد چون زاب کنده سمن
هَنگامیکه شاه یمن پیامِ جَندَل را شَنید، مانند گلِ یاسی که از آب جدا مانده باشد، پژمرد.
همیگفت گر پیش بالین مننبیند سه ماه این جهانبین من
به او گفت که اگر این دختران کنار من نباشند و چشمهای من سه ماه آنها را نبینند
مرا روز روشن بود تاره شببباید گشادن به پاسخ دو لب
هوش مصنوعی: من در روشنایی روز میدانستم که شب باید با پاسخ گفتن به دو لبم آغاز شود.
سراینده را گفت کای نامجویزمان باید اندر چنین گفتگوی
هوش مصنوعی: شخصی به شاعر میگوید: ای کسی که به دنبال نام و شهرت هستی، در این نوع گفتگوها باید چنین سخن بگویی.
شتابت نباید به پاسخ کنونمرا چند رازست با رهنمون
هوش مصنوعی: سرعت تو نباید باعث شود که به پاسخ کنونی من فکر نکنی، زیرا هنوز چندین راز هست که باید کشف شوند.
فرستاده را زود جایی گزیدپس آنگه به کار اندرون بنگرید
هوش مصنوعی: فرستاده به سرعت جایی را انتخاب کرد و سپس به امور داخلی آنجا نگاهی انداخت.
بیامد در بار دادن ببستبه انبوه اندیشگان در نشست
هوش مصنوعی: به مراسمی آمد و درِ پذیرایی را بست و در میان جمعیتی از اندیشمندان نشسته بود.
فراوان کس از دشت نیزهورانبر خویش خواند آزموده سران
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد از دشت جنگجویان با تجربه و دلاور به نزد خود دعوت کردند.
نهفته برون آورید از نهفتهمه رازها پیش ایشان بگفت
همهی رازهایش را برای اون گفت.
که ما را به گیتی ز پیوند خویشسه شمعست روشن به دیدار پیش
هوش مصنوعی: این بیت به ارتباط و پیوندی اشاره دارد که بین ما و دنیای اطراف وجود دارد. مانند سه شعله که در کنار هم و در یک جا روشن هستند، این ارتباطات به ما نور و روشنی میبخشند و ما را در مسیر زندگی راهنمایی میکنند.
فریدون فرستاد زی من پیامبگسترد پیشم یکی خوب دام
هوش مصنوعی: فریدون پیامی به من فرستاد و یکی از بهترین جوانان را پیش من فرستاد.
همیکرد خواهد ز چشمم جدایکی رای باید زدن با شما
هوش مصنوعی: من از دیدهام دوری خواهم کرد و برای این کار، باید با شما نظری در میان بگذارم.
فرستاده گوید چنین گفت شاهکه ما را سه شاهست زیبای گاه
هوش مصنوعی: فرستاده میگوید که شاه چنین گفته است: ما سه شاه زیبا داریم که در هر زمان و مکان خود را نشان میدهند.
گراینده هر سه به پیوند منبه سه روی پوشیده فرزند من
هوش مصنوعی: این بیت به ارتباط و پیوند میان سه چیز اشاره دارد که به شکلهای مختلفی از وجود من یا فرزند من برخوردار هستند. یعنی هر سه به نوعی به من مرتبطاند، ولی هر کدام جنبهها و ابعاد پنهانی دارند.
اگر گویم آری و دل زان تهیدروغم نه اندر خورد با مهی
هوش مصنوعی: اگر بگویم بله و در دل از این موضوع خالی باشم، در واقع دروغ میگویم و این سخن همراه با حقیقت نخواهد بود.
وگر آرزوها سپارم بدویشود دل پر آتش پر از آب روی
هوش مصنوعی: اگر آرزوهایم را رها کنم، دل من که پر از آتش است، به سمت آب خواهد رفت.
وگر سر بپیچم ز فرمان اوبه یک سو گرایم ز پیمان او
هوش مصنوعی: اگر از دستورات او سرپیچی کنم و به سمتی دیگر بروم، عهد و پیمان خود را شکستهام.
کسی کو بود شهریار زمیننه بازیست با او سگالید کین
هوش مصنوعی: کسی که فرمانروای جهان است، بازیچه نیست و نباید با او به دشمنی پرداخت.
شنیدستم از مردم راهجویکه ضحاک را زو چه آمد بروی
از مردم راستگو شنیدهام که او (فریدون) چه بلایی بر سر ضحاک آورد.
ازین در سخن هر چه دارید یادسراسر به من بر بباید گشاد
هوش مصنوعی: هر چه دارید از سخن و اندیشه، باید به طور کامل و بی پرده با من در میان بگذارید.
جهان آزموده دلاور سرانگشادند یکیک به پاسخ زبان
هوش مصنوعی: در جهان، افراد شجاعی که تجربههای زیادی دارند، به تدریج برای پاسخگویی آماده شده و از کلام خود استفاده میکنند.
که ما همگنان آن نبینیم رایکه هر باد را تو بجنبی ز جای
هوش مصنوعی: ما همسن و سالان آن را نمیبینیم که تو چطور با هر بادی جای خود را تغییر میدهی.
اگر شد فریدون جهان شهریارنه ما بندگانیم با گوشوار
هوش مصنوعی: اگر فریدون، پادشاه جهان شود، دیگر ما بندگان او نیستیم که فقط به زینتهای ظاهری خود اهمیت دهیم.
سخنگفتن و کوشش آیین ماستعنان و سنان تافتن دین ماست
هوش مصنوعی: صحبت کردن و تلاش کردن، روش و روشکار ماست، و کنترل و رهبری، اساس دین ماست.
به خنجر زمین را میستان کنیمبه نیزه هوا را نیستان کنیم
هوش مصنوعی: زمین را با خنجر شخم میزنیم و هوا را با نیزه مینوازیم.
سه فرزند اگر بر تو هست ارجمندسر بدره بگشای و لب را ببند
اگر سه فرزند برایت عزیز هستند سکوت کن وبه جای آنها برای او زر و مال بفرست
و گر چارهٔ کار خواهی همیبترسی ازین پادشاهی همی
هوش مصنوعی: اگر به دنبال راه حل مشکلاتت هستی، باید از این حکومت و قدرت بترسی.
ازو آرزوهای پرمایه جویکه کردار آنرا نبینند روی
هوش مصنوعی: از او خواستههای با ارزش و مهمی بخواه که هیچکس نتواند رفتار او را ببیند.
چو بشنید از آن نامداران سخننه سر دید آن را به گیتی نه بن
هوش مصنوعی: وقتی آن نامداران صحبت را شنیدند، نه سر آن را در دنیا دیدند و نه دلیلی برای آن پیدا کردند.