فریدون
بخش ۱ - پادشاهی فریدون پانصد سال بود
فریدون چو شد بر جهان کامگار
بخش ۲
ز سالش چو یک پنجه اندر کشید
بخش ۳
فرستادهٔ شاه را پیش خواند
بخش ۴
سوی خانه رفتند هر سه چوباد
بخش ۵
نهفته چو بیرون کشید از نهان
بخش ۶
برآمد برین روزگار دراز
بخش ۷
فرستادهٔ سلم چون گشت باز
بخش ۸
یکی نامه بنوشت شاه زمین
بخش ۹
چو تنگ اندر آمد به نزدیکشان
بخش ۱۰
چو برداشت پرده ز پیش آفتاب
بخش ۱۱
فریدون نهاده دو دیده به راه
بخش ۱۲
برآمد برین نیز یک چندگاه
بخش ۱۳
به سلم و به تور آمد این آگهی
بخش ۱۴
سپه چون به نزدیک ایران کشید
بخش ۱۵
بدان گه که روشن جهان تیره گشت
بخش ۱۶
سپیده چو از تیره شب بردمید
بخش ۱۷
چو از روز رخشنده نیمی برفت
بخش ۱۸
به شاه آفریدون یکی نامه کرد
بخش ۱۹
به سلم آگهی رفت ازین رزمگاه
بخش ۲۰
تهی شد ز کینه سر کینه دار