بخش ۴
هوش مصنوعی: سه چوپان به سوی خانه رفتند و در شب شاد و خوشحال خوابشان برد. وقتی صبح شد، خورشید بر آسمان تابید و آنها آماده رفتن شدند. در سفر به یمن، با لشکری از نامداران و روحانیون دیدار کردند و به جشن و شادی پرداختند. در یمن، مردم با ثروت و زینت فراوان به استقبال آنها آمدند. شاه یمن که از افراشتن نام کیانیان ناراحت بود، به این سه چوپان کینهای داشت و تصمیم گرفت تا انتقام بگیرد. او با مشاوره موبدان به آنها هشدار داد که باید مراقب باشند، زیرا کینهای که در دل دارد میتواند برایشان خطرناک باشد. داستان با شور و هیجان جوانان و عزم آنها برای رسیدن به فریدون ادامه مییابد.
سوی خانه رفتند هر سه چوبادشب آمد بخفتند پیروز و شاد
هر سه پسر سریعا مثل باد به خانه و اتاق خود رفتند و شب را با خوشحالی خوابیدند
چو خورشید زد عکس برآسمانپراگند بر لاژورد ارغوان
هوش مصنوعی: وقتی که خورشید تابیده است، تصویری در آسمان ایجاد میکند که روی زمینهای لاجوردی و ارغوانی پخش شده است.
برفتند و هر سه بیاراستندابا خویشتن موبدان خواستند
هوش مصنوعی: سه نفر رفتند و خود را به زیبایی آراستند و سپس از موبدان خواستند.
کشیدند با لشکری چون سپهرهمه نامداران خورشیدچهر
هوش مصنوعی: با لشکری همچون آسمان، همهی افراد برتر و معروف را به میدان آوردند.
چو از آمدنشان شد آگاه سروبیاراست لشکر چو پر تذرو
وقتی که سرو(شاه یمن) از آمدن پسران فریدون آگاهی یافت لشکر بزرگی برای استقبال از آنها آراست
فرستادشان لشکری گشن پیشچه بیگانه فرزانگان و چه خویش
لشکری انبوه از بزرگان غریبه و آشنا برای استقبال فرستاد
شدند این سه پرمایه اندر یمنبرون آمدند از یمن مرد و زن
سه فرزند گرانمایه فریدون وارد یمن شدند و زنان و مردان برای استقبال از آنها بیرون آمدند
همی گوهر و زعفران ریختندهمی مشک با می برآمیختند
هوش مصنوعی: به تزیین و زیبایی میپردازند و عطر و طعم را با هم ترکیب میکنند.
همه یال اسپان پر از مشک و میپراگنده دینار در زیر پی
هوش مصنوعی: اسبها به خوبی آراسته شده و بوی خوش مشک از یال آنها به مشام میرسد، و زیر پایشان دینارهایی که نشانهی ثروت است، پخش شده است.
نشستن گهی ساخت شاه یمنهمه نامداران شدند انجمن
هوش مصنوعی: گاه گاهی، شاه یمن بر تخت مینشیند و در آن زمان، همه بزرگان و نامآوران دور هم جمع میشوند.
در گنجهای کهن کرد بازگشاد آنچه یک چند گه بود راز
هوش مصنوعی: در گنجینههای قدیمی، رازهایی را که مدتها پنهان مانده بودند، دوباره افشا کرد.
سه خورشید رخ را چو باغ بهشتکه موبد چو ایشان صنوبر نکشت
هوش مصنوعی: سه خورشید درخشانی که چهرهاش مانند باغی بهشتی است، به این دلیل است که موبد (روحانی) مانند درختان صنوبر آنها را نپرورده است.
ابا تاج و با گنج نادیده رنجمگر زلفشان دیده رنج شکنج
هوش مصنوعی: با وجود تاج و گنجی که دیده نمیشود، درد و رنج ما چه فایدهای دارد؟ مگر اینکه زلف آن محبوب، دلی را به رنج بیندازد.
بیاورد هر سه بدیشان سپردکه سه ماه نو بود و سه شاه گرد
هر سه دخترش را اورد و به ان ها سپرد. که سه ماه رو(مانند ماه زيبا) بودند و سه شاهزاده که پهلوان بودند
ز کینه به دل گفت شاه یمنکه از آفریدون بد آمد به من
شاه يمن که از فريدون کينه به دل گرفته بود با خود گفت که از فريدون به من بد(اسيب و گزند) رسيده است.
بد از من که هرگز مبادم میانکه ماده شد از تخم نره کیان
هوش مصنوعی: من از تو بدم، چون هرگز در وسط نیستم و نمیخواهم که مانند مادهای باشم که از تخم نر به وجود آمده است.
به اختر کس آندان که دخترش نیستچو دختر بود روشن اخترش نیست
کسي شانس دارد که دختر نداشته باشد(فرزندش پسر باشد) و اگر دختر داشته باشد به اين معناست که اقبال ندارد.
به پیش همه موبدان سرو گفتکه زیبا بود ماه را شاه جفت
شاه يمن به موبدان گفت شايسته دختران من اين است که شاه جفت انان باشد و با ان ها ازدواج کند
بدانید کین سه جهان بین خویشسپردم بدیشان بر آیین خویش
بدانيد که سه فرزند خود را طبق رسوم و آيين خود به ايشان(شاهزادگان ايراني)سپردم.
بدان تا چو دیده بدارندشانچو جان پیش دل بر نگارندشان
مانند چشم انها را گرامي بدارند و مانند جان از انها محافظت کنند
خروشید و بار غریبان ببستابر پشت شرزه هیونان مست
هوش مصنوعی: ابر به شدت طغیان کرد و بار سنگین درد و رنج غریبان را بر پشت خود برداشت، در حالی که هیوانات قوی و سرکش به وجد آمده بودند.
ز گوهر یمن گشت افروختهعماری یک اندردگر دوخته
هوش مصنوعی: عماری از گوهر یمن درست شده و به زیبایی و شکوهی خاصی آراسته شده است.
چو فرزند را باشد آئین و فرگرامی به دل بر چه ماده چه نر
وقتي فرزندت شايسته است ديگر فرقي نميکند دختر باشد يا پسر.او را گرامي بدار
به سوی فریدون نهادند رویجوانان بینادل راه جوی
جوانان به سمت فريدون به راه افتادند