شمارهٔ ۲۹ - گریه بی اثر
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از تجربههای تلخ و دردناک خود در گذشته و حال میگوید. او تأکید میکند که ایام خوشی که داشت، بسیار تلختر از آنچه در کلام بیان میشود بود و از دردها و ناکامیهای حالش نیز شکایتی نمیکند، چرا که این دردها هیچ ثمری نداشتهاند. او ابراز میکند که در این روزگار غمانگیز، هم خندهای بیمعنا و هم گریهای بیاثر را تجربه کرده است.
چه گویمت که نیرزد بگفتگو«عرفی»ز عهد ماضی و حال آنچه در گذر دیدم
هوش مصنوعی: نمیدانم چه بگویم که این حرفها ارزش گفتن ندارد، چون در مقایسه با آنچه در گذشته و حال دیدهام، خیلی بیمعناست.
ز عیش و بی غمی عهد پیش باز مپرسکه عیشش از سخن راست تلختر دیدم
هوش مصنوعی: از شادی و بیخیالی گذشته دیگر نپرس، چون لذت آن از گفتن حقیقت برایم تلختر بود.
ز درد ناقص این عهد هم سؤال مکنکه صد ملامت از این درد بی ثمر دیدم
هوش مصنوعی: از درد و رنجی که به خاطر این وعده ناقص دارم، چیزی نپرس. من به اندازهای از این درد بیفایده ملامت شنیدهام که دیگر نیازی به سوال نیست.
ز سوز و ماتم این روزگار دلگیرمکه خنده بی نمک و گریه بی اثر دیدم
هوش مصنوعی: در این روزگار پر از غم و اندوه، احساس ناراحتی میکنم. خندههایی که بیمعناست و اشکهایی که تاثیری ندارند را دیدهام.