قطعات
شمارهٔ ۱ - ذوق دریوزه!
نه از آن دیر بخشد ایزد کام
شمارهٔ ۲ - درشکایت از ابناء روزگار
دنیا طویله ایست پر از جنس چارپای
شمارهٔ ۳ - ستایش
نشسته بودم ودی در وثاق می گفتم
شمارهٔ ۴ - سخن در وصف خویشتن
آن باغ داغ پررر آذر طبیعتم
شمارهٔ ۵ - رفع تهمت
تهمت فسق بمن کرد یکی کفراندیش
شمارهٔ ۶ - ظل یزدان
دی شنیدم کز سمند افتاد آن کاندر رهش
شمارهٔ ۷ - نحوست طالع
عرفی بحیرت از فلک ظالمم کز او
شمارهٔ ۸ - فراز و نشیب
اندر این بزم از دوکس شرمنده ام دائم که باز
شمارهٔ ۹ - درشکایت روزگار
عرفی آغاز گریه کن شاید
شمارهٔ ۱۰ - درتهنیت تولد فرزند ممدوح
صد شکر که فخر دوده جاه
شمارهٔ ۱۱ - خفض جناح
ملاف عرفی از این ترهات و ژاژ مخای
شمارهٔ ۱۲ - سعدی و عرفی
دی کسی گفت که سعدی گهراندوز سخن
شمارهٔ ۱۳ - باغ وصل
بیا ای بخت سرگردان و بنشین
شمارهٔ ۱۴ - مطایبه
ای که از تهمت مؤثر تو
شمارهٔ ۱۵ - ذوق غزل
عرفی نه ارث و کسب و نه زرق و نه حرص و آز
شمارهٔ ۱۶ - قدرت طبع
سخن شناسا گربیت بنده رد کردی
شمارهٔ ۱۷ - نشاه دل
هیچ دل راه بر درش نسپرد
شمارهٔ ۱۸ - مهمان وعظ
ای بلهوس که آمده میهمان وعظ
شمارهٔ ۱۹ - بخل بی نهایت
همدمی دارم بسی خوش صحبت اما گرسنه
شمارهٔ ۲۰ - آخرین سخن
فسانه ای بشنو عرفی از من بیمار
شمارهٔ ۲۱ - آزمایش
زهر هنر که زنم لاف ، امتحان شرط است
شمارهٔ ۲۲ - حسن تعبیر
خدایگانا ! دی بی تو در وثاق امید
شمارهٔ ۲۳ - عید صیام
صباح عید صیامی برغبت عرفی
شمارهٔ ۲۴ - طباخ بهشت
شرم بادت گفته ای عرفی فلانرا خام گفت
شمارهٔ ۲۵ - صلح و جنگ
عرفی نصیحت کنمت گوش دار ، گوش
شمارهٔ ۲۶ - برهان وسواس
ای قوی برهان وسواست علیکم بالسکوت
شمارهٔ ۲۷ - درصفت اسب
شاهنشها ! حقیقت اسبی که داده ای
شمارهٔ ۲۸ - ملازم شعر
اگر ملازم شعرم مدان که بی خبرم
شمارهٔ ۲۹ - گریه بی اثر
چه گویمت که نیرزد بگفتگو«عرفی»
شمارهٔ ۳۰ - شکوائیه
شعر فخر و شاعران ننگین ز فرط حرص و آز
شمارهٔ ۳۱ - ذکر مفاخر
منم عرفی امروز کز کشت طبعم
شمارهٔ ۳۲ - توبیخ
ای که درآئینه ام خود راسیه رو دیده ای
شمارهٔ ۳۳ - اعتذار
از خجلت این گنه که عفوش
شمارهٔ ۳۴ - لطف قیاس
بحضرت تو مرا نسبتی است عرض کنم
شمارهٔ ۳۵ - حسن یوسف
بدون معنی اگر حسن یوسفی داری
شمارهٔ ۳۶ - خطاب به حکیم ابوالفتح
بحر هنر ، حکیم ابوالفتح ، کان فضل
شمارهٔ ۳۷ - محمل گل
ای وفا پیشه یار هم مشرب
شمارهٔ ۳۸ - لطیفه
لطیفه ای زسر صدق گویمت «عرفی»
شمارهٔ ۳۹ - سخن ناشنیده
شنیده ام که بشوخی بر آن سری عرفی