شمارهٔ ۳۱ - وله ایضا
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به فضائل و مقام ربانی اشاره میکند و به قدرت و علم منعم بهاء دین (خدا) که منبع دانش و فضیلت است، تبرک میجوید. او از کشتی تشکر میکند که در دریای لطف خدا، تخم مردمی را پرورش میدهد. در بخشی از شعر، شاعر از نقش وزیر در خدمت به مردم یاد میکند و رابطهای بین عبادت و شفاعت برقرار میسازد.
او همچنین به مفهوم جهاد در برابر فساد (مار و موش) میپردازد و بر ضرورت مبارزه با فساد در جامعه تأکید میکند. شاعر به ناتوانی خود در انجام برخی امور اشاره دارد و میگوید که در خدمت به خداوند زیان نمیبیند، زیرا این خدمت جایگاه برکت و نعمت است.
در نهایت، او از ثروت و جود خداوند امیدوار است و بر این باور است که دعا و طمع در خیر عمومی از خصوصیات شاعران است.
منعم بهاء دین که به ذات تو قائمستهر چ آن ز جنس دانش و فضل و براعتست
هوش مصنوعی: خداوندی که منبع تمام نعمتهاست، ویژگیهای تو از جمله دانش، فضیلت و درخشش وجودیات را تحت سرپرستی خود دارد.
کشتی به آب لطف بسی تخم مردمیزان بر خوری به کام که اصل این زراعتست
هوش مصنوعی: کشتی که در آب حرکت میکند، باعث میشود تا بسیاری از انسانها به آرامش و رفاه برسند، چون زراعت و محصول این تلاشهاست که به نفع بشر خواهد بود.
در خدمت وزیر ز بهر صلاح منکار تو گه ضراعت و گاهی شفاعتست
هوش مصنوعی: در خدمت وزیر به خاطر مصلحت من، گاهی وظیفه تو کمک به دیگران است و گاهی باید از دیگران حمایت کنی.
کعبه ست حضرت تو و اندر طواف آنتقصیر خادم از عدم استطاعتست
هوش مصنوعی: حضرت شما مانند کعبه است و در حال گرد آمدن به دور آن، کوتاهی خادم به خاطر نداشتن توانایی است.
دانی که مار و موش شریکند در فسادو زیاد هر دو کام و زبان را بشاعتست
هوش مصنوعی: میدانی که مار و موش هر دو در فساد شریکند و هر دو از لذت و خوشی بهره میبرند.
در قتل موش کوش که اصلیست در جهانگر زانکه قتل مار زباب شجاعتست
هوش مصنوعی: در دنیای ما، مهم است که در مبارزه با مسائل کوچک و بیاهمیت تلاش کنیم، زیرا کشتهشدن مارها به خاطر شجاعت کار بزرگی محسوب میشود.
با لطف تو مرا سخنی هست خانگیفارغ بگویمش که نه مرد اشاعتست
هوش مصنوعی: با محبت تو، من حرفی دارم که میخواهم در محیطی صمیمی و راحت بیان کنم، اما این صحبت نیازی به انتشار و تبلیغ ندارد.
صندوقکی لطیف مرا هست و راستیمثلش نساخت آنکه زاهل صناعتست
هوش مصنوعی: دارم یک جعبه ظریف و زیبا که هیچکس نمیتواند مانند آن را بسازد، به جز کسی که به هنر و صنعت مسلط باشد.
تعجیل می کنند که بفرست ساعتیمن دفع می دهم که نه صندوق ساعتست
هوش مصنوعی: وقتی به من میگویند که زودتر ساعت را بفرست، من به آنها پاسخ میدهم که نمیتوانم چون اینجا چیزی به نام ساعت وجود ندارد.
فرمان صاحبست که بفرست و حکم اوناچار در مقابلة سمع وطاعتست
هوش مصنوعی: فرمانده دستور میدهد که اقدام کنید و هر فردی باید از آن فرمان تبعیت کند، چراکه اطاعت از او لازم و ضروری است.
لیک ار بمی فرستم چشمم قفای اوستور می کنم توقّف بر من شناعتست
هوش مصنوعی: اما اگر بمیرم، چشمانم به دنبالش خواهد بود و اگر توقف کنم، بر من ننگ خواهد بود.
در خدمتش زیان نکنم زانکه حضرتشجای بضاعتست نه جای اضاعتست
هوش مصنوعی: من در خدمت او هیچ زیانی نخواهم کرد، زیرا او مقام و جایگاهی دارد که شایستهی نعمتهاست و نه جایی برای از دست دادن آنها.
دریاست دست خواجه وگر این بدو رسدگویم مرا بدریا چیزی بضاعتست
هوش مصنوعی: اگر خواجه به دریا دسترسی داشته باشد و اگر چیزی به او برسد، میگویم من هم به دریا چیزی دارم که من را به خوبی تأمین میکند.
دارم ز جود او طمع سود ده چهلکز بحر سود یک دو طریق قناعتست
هوش مصنوعی: من از بخشندگی او امید دارم که از طریق دوستی با او، به بهرهمندی برسم؛ زیرا در دریای نعمت او تنها دو راه قناعت وجود دارد.
از شاعران عجب نبود این قدر طمعبا آنکه این دعا گو خیر الجماعتست
هوش مصنوعی: حیرتآور نیست که شاعران اینقدر طمعکار باشند، با توجه به اینکه دعاگوی خیر مردماند.