شمارهٔ ۴۶ - وله ایضا
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف نور و فضل خداوند میپردازد و شاعر از نور دین و هنر صحبت میکند. او اشاره میکند که فضل خدا همچو نوری مشهور است و دانایی او در تمام نوشتهها وجود دارد. شاعر به عشق و محبت الهی پرداخته و میگوید که دل او پر از نور است. همچنین به لطف خدا اشاره میکند که هم برای خاص و هم برای عام مفید است و در تلاش برای سپاسگزاری از اوست. شاعر احساس میکند که در بعضی مواقع به علت مشکلات نتوانسته به خدمت برسد اما تلاشش را مجدداً یادآور میشود. او از وضعیت خود ناله میکند و از مشکلات و موانع یاد میکند، اما در نهایت با امید به لطف الهی از خود میگذرد و به طور کلی به اعتماد به خداوند اهمیت میدهد.
نور دین ای که در فنون هنرفضل تو همچو نور مشهور ست
هوش مصنوعی: ای نور دین، تو در زمینههای هنری به اندازهای فضیلت داری که همچون نور شناختهشدهای میدرخشی.
جزوی از سر گذشت خامۀ تستهر چه اندر کتاب مسطور ست
هوش مصنوعی: هر چه در کتاب نوشته شده، تنها قسمتی از سرنوشت توست.
با عروسان خاطرت ما رافکر بر نقص حور مقصورست
هوش مصنوعی: در ذهن ما، یاد عروسان و زیباییهای آنها باعث شده است که به نقصهای حوریهای بهشتی فکر نکنیم.
تاب مهر تو تا به من پیوستهمچو صبحم دلی پر از نورست
هوش مصنوعی: زمانی که محبت تو به من رسید، قلبم مانند صبحی روشن و پر از نور شده است.
لطف تو عام و خاص در حق مندایماً سعیهای مشکورست
هوش مصنوعی: محبت و لطف تو نسبت به من همیشه مشهود و قابل شکرگزاری است، چه برای عموم و چه برای خودم.
گر به خدمت نمی رسد داعیاندرین چند روزه معذورست
هوش مصنوعی: اگر در این روزگار کسی نتواند به وظیفهاش عمل کند، به دلیل شرایط موجود، قابل بخشش است.
متصدّی عذر می نشومکه نه چیزست آن که مقدورست
هوش مصنوعی: من عذرخواهی نمیکنم، زیرا آنچه که ممکن نیست، اهمیتی ندارد.
آب تا ناف و وحل تا زانوپای من لنگ و راه من دورست
هوش مصنوعی: آب تا نیمه بدنم است و گل و لای تا زانویم میرسد، پایم با مشکل حرکت میکند و راه من بسیار طولانی است.
جرم بدبختیی منه برویکه به لطف تو نیک مغرورست
هوش مصنوعی: من به خاطر بدبختیام تقصیر نمیکنم، زیرا لطف تو باعث شده است که بیآنکه شایسته باشم، مغرور و سربلند باشم.