تناجی
کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۷۱ - وله ایضا

به خدمت آمدم دی بامداداننبودی در وثاق مرده ریگت
گذارم بر طریق مطبخ افتادبدیدم لوت و پوت همچو ریگت
بخار جوع کلبی از چهل گامبه مغز من همی آمد ز دیگت