شمارهٔ ۷۳ - وله ایضا
هوش مصنوعی: این شعر توصیف فضایل و کرامتهای فردی است که به مقام والایی دست یافته است. شاعر به زیباییهای ایوان و باغ و بهشت اشاره میکند و فرد مورد نظر را با ویژگیهای عالی مانند شجاعت و سخاوت توصیف میکند. او به قدرت این فرد در ایجاد سعادت و نیکوکاری اشاره دارد و از او میخواهد که به خاطر فضائلش، به دیگران نیز توجه کند و به فقرا و نیازمندان یاری رساند. همچنین، شاعر به مقام این فرد در نظر مردم و در هنر و ادب تأکید میکند و دعوت به پذیرایی و میزبانی از اهل فضل میکند. در نهایت، صحبت از این است که این فرد باید همواره در نگهداری از جامعه بیفتد و به کمک دیگران بشتابید.
زهی به ذروة کیوان رسیده ایوانتشکوه هفت سپهر از چهار ارکانت
هوش مصنوعی: ای کاش، به اوج و بلندی کیوان (زحل) دست یافتهای. شکوه و عظمت هفت آسمان از چهار رکن (پایه) تو نشأت میگیرد.
فروغ عالم علوی ز عکس دیوارتغذای اهل بهشت از بهار بستانت
هوش مصنوعی: نور و روشنایی عالم امکان از تصویر توست و نعمتهای بهشتی از سرسبزی باغت به دست میآید.
بروز بارتو از تنگنای زحمت خلقفراخنای جهان نیست مردمیدانت
هوش مصنوعی: ظهور تو از سختیهای زندگی مردم نشئت نمیگیرد، بلکه نشاندهنده وسعت و گنجایش جهان است.
به چشم عقل دوا برو بیکدیگر پیوستچو جفت طاق فلک گشت خمّ ایوانت
هوش مصنوعی: به نظر میرسد عقل و دانش در کنار یکدیگر به مانند دو نیمهی یک قوس بزرگ در آسمان، با هم ترکیب شدهاند و این اتحاد باعث ایجاد زیبایی و هماهنگی در فضای وجودت شده است.
به طلوع و رغبت خود باز می کند خورشیدهزار نیزۀ زریّن بچوب دربانت
هوش مصنوعی: خورشید با طلوع و اشتیاق خود، هزاران پرتو طلایی را مانند نیزههایی به سوی تو میفرستد تا در گشایش در قلبت را بزند.
ز لطف خواجه اگر نیم رخصتی یابدبه باغبانی اید ز خلد رضوانت
هوش مصنوعی: اگر از لطف آقا فرصتی حاصل شود، به مانند باغبانی در بهشت رضوان خواهیم بود.
وزیر مشرق و مغرب پناه اهل هنرمحمّد، ای که کرم آیتیست در شانت
هوش مصنوعی: وزیر مشرق و مغرب، حامی و پشتیبان هنرمندان است. ای محمد، تو که با کرم و صفات خوب خود نمونهای از رحمت هستی.
در تو قبلۀ آمال گشت از همه رویز بس که گرد جهان گشت صیت احسانت
هوش مصنوعی: تو به خاطر نیکیها و احسانهایی که داری، مرکز آرزوهای من شدی و نام نیک تو در سرتاسر جهان پیچیده است.
چو همّتت ز فلک بر گذشت در گاهتچو بخششت به همه کس رسید فرمانت
هوش مصنوعی: وقتی ارادهات بالاتر از آسمانها رفت، فرمان تو به همه جا رسید و همه را شامل شد.
ترا بصفّۀ ایوان چه افتخار بودکه ساختست خرد جای در دل و جانت
هوش مصنوعی: چطور میتوان گفت که نشستن تو بر لبهی ایوان افتخار دارد، در حالی که عقل و خرد در عمق دل و جان تو جا داده شده است؟
دهان حرص به دندان آرزو نشکستبکام خویش لبی نان مگر که بر خوانت
هوش مصنوعی: فرد با حرص و آرزو نتوانسته به خواستهاش دست یابد و تنها لب گرسنهاش از نان بر سر سفرهات بماند.
از آستین تو دریا و ابر سربر زداگر چه مطلع خورشید شد گریبانت
هوش مصنوعی: اگر از آستین تو دریا و ابر به وجود آمده باشد، حتی اگر خورشید هم در آسمان طلوع کند، تو همچنان در دامن خود راز و جایگاه خاصی داری.
بزرگوارا بیتی سه چار هم بشنوز حالم، ارچه نباشد فراغت آنت
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، خواهش میکنم چند بیتی در مورد حال و احوالم بشنوید، هرچند که شما در حال مشغله هستید.
بده نوالۀ رسمی ز خوان تربیتمکه کم رسد چو من از اهل فضل مهمانت
هوش مصنوعی: به من طعام رسمی بده از سفرهی تربیت خودت، چون کسانی مانند من از اهل علم و فضل مهمان تو کم هستند.
به رشح قطره زدریا چرا شوم خرسند؟جهان غرق شده در نعمت فراوانت
هوش مصنوعی: چرا باید از یک قطره دریا شاد باشم؟ در حالی که جهان پر از نعمتهای فراوان تو است.
نظر چرا نکند سوی حال من کرمتچو هست بهر عمارت نظر بویرانت؟
هوش مصنوعی: چرا نگاه تو به حال من نمیافتد، در حالی که بزرگواریات همیشه به فکر آبادانی و توجه به من است؟
ز چون تو خواجه بود استماحت چو منیکه زرّ و خاک نماید به چشم یکسانت
هوش مصنوعی: اگر تو صاحب مقام و ثروت هستی، برای منی که همچون تو در دنیا به چیزی نمیارزد، چه تفاوتی دارد که زر و خاک را برابر ببینم؟
چنان که راعی فضل و مراعی کرمیخدای باد بهر دو جهان نگهبانت
هوش مصنوعی: خداوند به اندازهای مهربان است که تو را مانند چوپانی با فضیلت و با دلسوزی محافظت میکند و به همین دلیل، هم در این دنیا و هم در دنیای دیگر نگهبان تو خواهد بود.