شمارهٔ ۷۸ - وله ایضا
هوش مصنوعی: این متن شعرهایی از عالم لطف علاءالدین است که درباره محبت و وفاداری به معشوق صحبت میکند. شاعر بیان میکند که تنها زبان او در مورد معشوق، ستایش و ثنا است و هیچ سخنی جز صدق و صفا از او برنمیخیزد. او تأکید میکند که هیچ کس نمیتواند به خوبی معشوق او باشد و قلمش تنها به فرمان او مینویسد. همچنین اشاره میشود که معانی و صفات معشوق همچون سایهای در تمامی عالم ادامه دارد و دوستان و محبتهای آنان نباید فراموش شوند. شاعر از معشوقش میخواهد که بیوفایی نکند، زیرا این کار به او آسیب میزند و بر وفاداری و یاد معشوق تأکید میکند. نهایتاً، او میگوید که هیچ خطایی در نام او بر قلم معشوق نخواهد رفت.
عالم لطف علاء الدّین معلومت هستکه مرا بر تو زبان جز به ثنا مینرود
هوش مصنوعی: دربارهی عالم لطف علاءالدین، میگوید که تنها میتوانم دربارهی او با احترام و تعریف صحبت کنم و هیچ چیز دیگری دربارهاش نمیتوانم بگویم.
بر تو مهریست مرا هردم ازین روی چو صبحسخنم با تو جز از صدق و صفا مینرود
هوش مصنوعی: محبت تو همیشه با من است و به همین خاطر هر صبح با تو صحبت میکنم، چرا که کلماتم از صداقت و خلوص نشأت میگیرد و از بین نمیرود.
قدر از کلک تو انگشت به دندان بُردهستکه چون تو کس به سر سرّ قضا مینرود
هوش مصنوعی: به ارزش و اهمیت نوشتهها و آثار تو توجه کن و آن را دست کم نگیر، چرا که هیچکس جز تو نمیتواند به عمق رازها و اراده خداوند پی ببرد.
قلم منشی دیوان فتوّت امروزجز به پروانهٔ فرمان شما مینرود
هوش مصنوعی: قلم منشی که مسئول نوشتن و ثبت کارهاست، امروز فقط با اجازه و خواست شما فعالیت میکند.
هیچ جایی نرود خاطر خورشیدوَشَتکه معانیش چو سایه ز قفا مینرود
هوش مصنوعی: هیچ جا نمیتواند درخشش خورشید وشت را فراموش کند، چرا که معانیاش مانند سایه همیشه در پی اوست.
ذات پر معنی تو خود همه محض هنرستذکر لطف و کرم و فضل و سخا مینرود
هوش مصنوعی: وجود با معنا و پر از جمال تو، خود تجلی تمام هنرهاست و یادآوری لطف، بخشش و سخاوت تو هرگز کمرنگ نخواهد شد.
دوستان بسزا را چو فراموش کنینیک میدان که ز تو این به سزا مینرود
هوش مصنوعی: وقتی دوستان شایسته را فراموش کنی، خوب میدانند که این رفتار نادرست از تو نشأت میگیرد.
تا نپندارد لطف تو کزو این گلههاهر سحرگاهی با باد صبا مینرود
هوش مصنوعی: تا زمانی که فکر نکنی که مهربانیهای تو باعث میشود این گلها هر صبح با نسیم صبحگاهی نروند و پژمرده شوند.
گرچه در خدمت تخفیف نگه میدارمهیچ تقصیری در باب دعا مینرود
هوش مصنوعی: هرچند که به او کمک میکنم و در تلاش برای کاهش مشکلاتش هستم، اما در مورد دعا کردن، هیچگونه قصوری از من نیست.
یاد تو مینرود یک نفس از خاطر منورچه بر خاطر تو یاد ز ما مینرود
هوش مصنوعی: باد و نسیمهایی که میوزند، هیچگاه نمیتوانند خود را از یاد من دور کنند، حتی اگر تو فکر کنی که یاد من از یاد تو رفته است.
بیوفایی مکن ای خواجه که در این شیوهکه ترا میبرود کار مرا مینرود
هوش مصنوعی: ای آقاجان، بیوفایی نکن و به این شیوه ادامه نده، زیرا این راهی که تو در پیش گرفتهای به حقیقت به کار من لطمه میزند.
من ندانم که چه کردهست وفا در عهدتکه دمی عهد تو خود راه وفا مینرود
هوش مصنوعی: نمیدانم چه بر سر وفا آمده که خود دمی به پیمان تو پایبند نیست.
چه خیالست خیالت را؟ با من میگویکه یکی لحظهام از پیش فرا مینرود
هوش مصنوعی: چه خیالی است این خیال تو؟ با من بگو که چرا لحظهای از زندگیام از برابر چشمانم نمیرود.
بر خطا چون که قلم مینرود بهر چرا؟نام ما بر قلم تو به خطا مینرود
هوش مصنوعی: وقتی قلم به اشتباه حرکت کند، دیگر چرا باید به آن اهمیت داد؟ نام ما به خطا بر روی قلم تو نوشته نمیشود.