شمارهٔ ۸۳ - وله ایضا
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به علت مرگ یک خر که در خدمت او بوده است، ابراز اندوه میکند. او از جوانی و زیرکی این خر یاد میکند و اگرچه از فوتش ناراحت است، اما از اینکه خر هنگام وفات وصیت کرده و چیزهای خوب را یادآوری کرده است، خوشحال هم میشود. شاعر سپس به سرور خود توصیه میکند که به این خر احترام بگذارد و خواستههای او را برآورده کند، چرا که این خر در دوران زندگیاش خدمتهای زیادی کرده و مستحق احترام است. او همچنین تاکید میکند که باید هرچه زودتر به این کار عمل شود.
دوش خر بنده کرد پیشم یادکاسبک خواجه زندگی بتو داد
هوش مصنوعی: دیشب، شتر بیچارهام مرا به یاد کاسبکار فرستاد و به زندگیام رنگی تازه بخشید.
نیک دلتنگ گشتم از خبرشکه جوان بود و زیرک و استاد
هوش مصنوعی: دلم به خاطر او که جوان و باهوش و ماهر بود، بسیار گرفته است.
گرچه غمگین شدم ز واقعه اشگشتم الحق ازین یکی دلشاد
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از حادثهای ناراحت شدم، اما به حقیقت از این موضوع خوشحال شدم.
که شنیدم که او به وقت وفاتبه وصیّت لب و دهان بگشاد
هوش مصنوعی: شنیدم که او در آخرین لحظات زندگیاش به وصیتش زبان و دهانش را گشود.
از جو و کاه و از جل و افسارهر چه بد در وجوه خیر نهاد
هوش مصنوعی: از چرت و نیرنگ و از محدودیتها و کنترلهای زندگی، هر چیز منفی را در مسیرهای مثبت قرار داد.
در چنان وقت اینچنین توفیقبهمه جانور خدای دهاد
هوش مصنوعی: در آن زمان، خداوند به همه موجودات زنده، توفیق و قدرتی خواهد بخشید.
واجیم گشت تعزیت نامهبه تو ای سرور کریم نهاد
هوش مصنوعی: پیام تسلیت به تو، ای آقای بزرگوار، فرستاده شد.
عظم الله اجر اصطبلکز آنچنان بارگیر خوب نژاد
هوش مصنوعی: خدایا، پاداش بزرگ برای بارگیری خوب و باکیفیت اصطبل تو عطا کن.
بر تو فرضست حق گزاری اوزانکه در خدمتت بسی استاد
هوش مصنوعی: بر تو لازم است که به او حق و احترام بدهی، چرا که او در خدمت تو از بسیاری از استادان برجستهتر است.
مستحق تر ز اسب من نبودگر وصیّت همی کند انفاد
هوش مصنوعی: هیچ چیز دیگری به اندازه اسب من شایسته نیست؛ اگر قرار باشد وصیتی انجام شود، باید او را در نظر گرفت.
هیچ تاخیر بر نتابد خیرزود تعجیل کن که خیرت باد
هوش مصنوعی: هیچ تأخیری را نپذیر و فوری اقدام کن، تا خیر و خوبی برایت حاصل شود.