شمارهٔ ۹۸ - و له ایضاً
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ستارهای بلندمرتبه و با همتی والا اشاره دارد که هیچ چیزی نمیتواند به او آسیب بزند. او از قدرت و زیبایی این ستاره (یا شخصیت) سخن میگوید و برعکس شدن وضعیت را در صورت خشم او ناممکن میداند. شاعر تأکید میکند که هر کسی با نیت نیک خدمت کند، به او نزدیک خواهد شد و همچنین از اهمیت دعا و صلوات یاد میکند. در نهایت، او به انتظار کرم و رحمت الهی اشاره میکند. در کل، شعر تجلی عظمت، قدرت و مقام عالی شخصیت مورد نظر است.
ای بلند اختری که همت توسر بهفت آسمان فرو نارد
هوش مصنوعی: ای ستارهای بلند که ارادهی تو به بلندی هفت آسمان میرسد و از آن فراتر نمیرود.
باز گیر امل چو گل دامنابر کلک تو چون گوهر بارد
هوش مصنوعی: دوباره آرزوی خود را چون گل در دامن آسمان بگیر، زیرا قلم تو مانند دانههای باران است که زیبایی میافزاید.
با همه پردلیّ خود خورشیدبخدا ار خلاف تو یارد
هوش مصنوعی: با تمام شهامت و دلیری که دارم، به خدا قسم اگر خورشید بخواهد با تو مخالفت کند، نمیتواند.
کوه را لرزه برفتد زنهیبچون وقار تو پای بفشارد
هوش مصنوعی: کوه بر اثر زیبایی و وقار تو به لرزه درمیآید. وقتی تو قدم برمیداری، انگار کوه احساس ضعف میکند.
قهر تو همچو غمزۀ خوبانخون بریزد که موی نازارد
هوش مصنوعی: قهر تو مانند زخم عمیق و دردناکی است که زیباییهای لطیف را تحت تأثیر قرار میدهد، به گونهای که حتی موهای نازک و ظریف هم را آزار میدهد.
دست ناهید بر رواق فلکجز بیاد تو جام نگسارد
هوش مصنوعی: دست ناهید (سیاره زهره) بر روی آسمان جز برای یاد تو، جامی را پر نخواهد کرد.
پای خورشید منازل چرخجز بکام تو گام نگذارد
هوش مصنوعی: خورشید در مسیر حرکتش تنها به خاطر تو گام برمیدارد و به دیگران توجهی نمیکند.
سرورا خرمن ثنا بنهدهرکه او تخم مردمی کارد
هوش مصنوعی: هرکسی که برکت و نیکی در میان مردم پخش کند، در واقع میتواند به سوی خوشبختی و موفقیت پیش برود.
بر تو مرسو مکیست خادم راکز تو آنرا وظیفه انگارد
هوش مصنوعی: بر تو واجب نیست که خادم را مجبور کنی تا به وظیفهاش عمل کند، زیرا او باید به رابطۀ خود با تو آگاهی داشته باشد.
شاعری را اگر دهی دشنامبر تو آنرا وظیفه انگارد
هوش مصنوعی: اگر به یک شاعر دشنام بدهی، او آن را به عنوان وظیفهای برای خود میداند.
ور قفایی خورد ز تو بمثلسر سال از طمع قفا خارد
هوش مصنوعی: اگر پس از تو به آسیب و درد برسد، مانند آغاز سال که از طمع به عقب میگردد.
بر امید وظایف مردمشب نباشد که روز نشمارد
هوش مصنوعی: به خاطر امید به مسئولیتهای مردم، شب را نمیتوان بدون کار و تلاش سپری کرد، چرا که روزی را نخواهیم داشت که به حساب آن بیافتیم.
همه وقت صلات دارد گوشگوش وقت صلوة کم دارد
هوش مصنوعی: در هر لحظه و در هر زمانی همیشه باید آماده گوش دادن باشیم، اما در مواقعی که باید نماز خواند، فرصت کمتری برای این کار داریم.
هرکه را رای و رسم این باشدبر تو مرسوم خویش نگذارد
هوش مصنوعی: هر کس که اینگونه فکر و رفتار کند، نمیتواند عادات و روشهای خود را به راحتی فراموش کند یا کنار بگذارد.
مدّتی از محل گذشت بکویتا کرم حق بنده بگزارد
هوش مصنوعی: مدتی از آنجا دور شدم و به کوچهای رفتم تا لطف و رحمت خداوند بر من پیروز شود و به من برسد.