شمارهٔ ۱۵۹ - ایضا له
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نارضایتی و ناامیدی خود از مردم و خواجگان اشاره میکند. او احساس میکند که این افراد هیچ کمکی به او نمیکنند و در عوض با بخل و خودخواهی برخورد میکنند. شاعر به عدم دیانت و تقوای آنها انتقاد میکند و میگوید که حتی در امور عادی زندگی نیز به دیگران کمک نمیکنند. از بخلشان و عدم توجه به دیگران گلایه دارد و میگوید که نام آنها را نمیبرد تا به ننگ خود دامن نزند. او در پایان به قناعت پناه میبرد و تلاش میکند با این وضعیت کنار بیاید، چراکه از این قوم هیچ امیدی به کرم و لطف ندارد.
مرا چه حاصل ازین خواجگان بی حاصلکه هیچ کار مرا انتظام می ندهند
هوش مصنوعی: من از این مردان بیفایده چه سودی میبرم، چون هیچیک قادر نیستند کارهایم را سر و سامان دهند.
نه از دیانت و تقوی شراب می نخورندکه یکدگر را از بخل جام می ندهند
هوش مصنوعی: نه به خاطر دیانت و پرهیزکاری، شراب مینوشند، بلکه به دلیل ترس از یکدیگر، از به اشتراک گذاشتن جام پرهیز میکنند.
ندانم از کرم آخر چه در وجود آمدکه هیچگونه به دستش زمام می ندهند
هوش مصنوعی: نمیدانم چه چیزی در وجود اوست که هیچکس به او اجازه کنترل و مدیریت نمیدهد.
جواب قصّة ارباب حاجت از امساکبجز بواسطة ده پیام می ندهند
هوش مصنوعی: جواب درخواستهای افراد نیازمند، بدون واسطه و از طریق خودشان ارسال نمیشود و باید حتماً از طریق شخص دیگری به آنان برسد.
شگفت نیست که ندهند تیز در قولنجکه عطسه نیز به وقت زکام می ندهند
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد اگر کسی در زمان درد و ناراحتی کاری نکند، چون حتی در زمان سرماخوردگی هم مردم به راحتی عطسه نمیکنند.
چو حنظلست درونشان به شخم آکندهو لیک هیچ دسومت به کام می ندهند
هوش مصنوعی: مانند میوه تلخ و بدمزهای هستند که درونشان از خاک و شخم پر شده است، اما هیچکدام از آنها سودی به تو نمیرسانند و نمیتوانند تو را سیر کنند.
بهای شعر، اگر نیست جز که سحر حلالز مال خویش پشیزی حرام می ندهند
هوش مصنوعی: بهای شعر زمانی ارزش دارد که سحر و جادو هزینه آن نباشد و فرد حتی یک قران نیز از داراییاش برای آن خرج نکند.
ز ننگ اگر نبرم نامشان سزد کین قومز بخل هر چه توان برد نام می ندهند
هوش مصنوعی: اگر از شرم نام آنها را نبرم جایز است، زیرا این گروه به خاطر بخلی که دارند، هر چه در توان دارند را از نام بردن دریغ میکنند.
دروغ گفتم و انصای راست باید گفتکه هیچ می ندهندم، چرام می ندهند؟
هوش مصنوعی: من دروغ گفتم و باید حقیقت را بگویم که هیچ چیز به من نمیدهند. چرا به من نمیدهند؟
چه چشم دارم ازین منعمان که شاعر رابه صد شفیع جواب سلام می ندهند
هوش مصنوعی: چه امیدی میتوان به این منعمان داشت که شاعر را به هزار دلیل و بهانه، حتی جواب سلامی هم نمیدهند.
کجا روم؟ چه کنم من؟ ز باد شاید زیست؟که قوت روز بروزم تمام می ندهند
هوش مصنوعی: کجا بروم و چه کار کنم؟ شاید زندگی من به خاطر باد باشد؟ زیرا انرژی و توان لازم برای گذراندن روزم را ندارم.
ز کوة می ندهند و کرم نمی ورزندکتاب می نخرند و اوام می ندهند
هوش مصنوعی: خداوند از کوه به ما نعمتی نمیدهد و هیچ کمکی هم نمیکند، مردم کتاب نمیخرند و از دستورات و قواعد هم پیروی نمیکنند.
پناه سوی قناعت همی برم زین قومکه اهل خانة خود را اطعام می ندهند
هوش مصنوعی: من از این مردم که حتی به خانواده خود غذا نمیدهند، به قناعت پناه میبرم.
دلا بحکم ضرورت بساز با اینهاچو هیچ جای نشان کرام می ندهند
هوش مصنوعی: ای دل، بنا بر ضرورت و شرایط، با این افراد سازگار باش، زیرا در هیچ جا نشانی از بزرگی و احترام به تو نمیدهند.