شمارهٔ ۲۱۵ - وله ایضا
هوش مصنوعی: این شعر به نقد افرادی میپردازد که در مسیر آز و طمع قرار دارند. شاعر به توصیف انسانهای حرصآلودی میپردازد که ظاهری فریبنده دارند اما در حقیقت درونشان تهی و خالی است. او اشاره میکند که در حین تلاش برای کسب مال و خواستههای دنیوی، احساس حقیقی و نیازهای معنوی خود را نادیده میگیرند. در نهایت، این افراد تنها به صوت و صدای خود اهمیت میدهند و از حقیقت زندگی دور میشوند.
ای ترا جمع گشته در ره آزهمّت کوته و امید دراز
هوش مصنوعی: تو که در مسیر آزمایشها و چالشها، همتت محدود و آرزوهایت بیپایان است.
همه دندان ز حرص همچون سیرهمه مغز تو پوست همچو پیاز
هوش مصنوعی: همه دندانها به خاطر حرص و ولع، شبیه سیر هستند و همه مغزت همچون پیاز، پوستهای دارد.
ندهی خر بزاهدان لیکننان ایشان همی خوری بنیاز
هوش مصنوعی: اگر به زاهدان خر ندهی، اما خودت از نان آنها استفاده میکنی، پس نانخور آنان هستی بینیاز.
دست تو چون دهان گرسنگانهر چه در وی نهی نیایی باز
هوش مصنوعی: دست تو مانند دهان گرسنگان است؛ هر چه به آن بدهی، دیگر باز نمیگردد.
چون گلو می فرو بری همه چیزوز تو ناید برون مگر آواز
هوش مصنوعی: وقتی که سخن را آغاز کنی، همه چیز از تو خارج میشود؛ اما تنها صدایت است که به گوش میرسد.