تناجی
کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۲۴۱ - ایضا له

ای خدمت تو ذخیرة عمرموی مدحت تو علاج هر دردم
آثار عنایت تو می بینمچندانکه بگرد خویش می گردم
در وقت نجشّم خداونداناندیشة خدمتی همی کردم
چون هیچ نبود لایق ایشانتشویر ز گونه گون همی خوردم
گفتم کم از آن که شربتی سازمبا خویشتن این سخن بپروردم
در آب حیات جان شیرین راحل کردم و پیش خدمت آوردم
محتاج بیخ نباشد این شربتکافسرده شدست از دم سردم