شمارهٔ ۲۵۱ - وله ایضا
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ستایش و درخواست از معشوق میپردازد و بیان میکند که اگر او یاریاش کند و در سایهاش قرار گیرد، میتواند بر مشکلات و چالشها غلبه کند. شاعر میگوید که به هیچکس آرزوی بیهوده نمیکند و تنها به خاطر مهر و کرامت معشوق، حاضراست به او خدمت کند. او همچنین از اهمیت احترام و نیکوکاری یاد میکند و در نهایت از معشوق میخواهد که کمکش کند تا به بالاترین درجات برسد. شاعر با نگاهی به بزرگی و عزت معشوق، از او میخواهد تا با بخشش و کرامتش، زندگیاش را متحول کند و او را از تنگناها نجات دهد.
سرورا من بفّر دولت توخواجۀ چرخ را غلام کنم
هوش مصنوعی: ای سرور من، با لطف و بزرگواری تو میخواهم که پایگاه و مقام چرخ (سرنوشت) را خدمتگذار و غلام تو قرار دهم.
دست اگر در زنم به فتراکتبر سر آسمان لگام کنم
هوش مصنوعی: اگر دست خود را به فتراکت بزنم، میتوانم آسمان را کنترل کنم.
سایه ات گر مرا دهد نیروتیغ خورشید در نیام کنم
هوش مصنوعی: اگر وجود تو به من نیرو ببخشد، میتوانم حتی در برابر تابش تند خورشید نیز مقاومت کنم.
همّتت گر کند مرا یاریزور بر چرخ نیل فام کنم
هوش مصنوعی: اگر تلاش و ارادهات به من کمک کند، میتوانم بر مشکلات غلبه کنم و اوضاع را بر وفق مراد خود تغییر دهم.
گر تو در سایة خودم گیریترک اقلیم صبح و شام کنم
هوش مصنوعی: اگر تو در زیر سایه من باشی، همه روز و شب را برای تو میگذرانم.
چون که شادی و همّتت نوشماز شفق می ز مهر جام کنم
هوش مصنوعی: وقتی که شادی و انگیزهات را از سپیدهدم مینوشم، از عشق و محبت نوشیدنی میسازم.
شکر انعام تو از آن بیشستکه به تقریر آن قیام کنم
هوش مصنوعی: شکرگزاری و قدردانی از نعمتهای تو به قدری زیاد است که نمیتوانم با کلمات بیانش کنم.
نیک دانی که من نیم ز آنهاکه ز کس آرزوی خام کنم
هوش مصنوعی: من از کسانی نیستم که آرزوی بیهوده داشته باشم، تو هم این را خوب میدانی.
یا به اومید سیم و زر هرگزخدمت هیچ خاص و عام کنم
هوش مصنوعی: هرگز به امید جواهرات و ثروت، به کسی خدمت نخواهم کرد.
یا ز بی برگی ار بخواهم مردبطمع بر کسی سلام کنم
هوش مصنوعی: اگر به خاطر بیبرگی بمیرم، برای رسیدن به هدفی کسی را سلام نمیکنم.
ملک عالم اگر مرا باشدهمه در عرض ننگ و نام کنم
هوش مصنوعی: اگر تمام پادشاهی و ثروت دنیا را هم داشته باشم، باز هم آن را بی ارزش و ننگ میدانم.
این بود عادتم که تا بتوانزندگانی باحترام کنم
هوش مصنوعی: عادت من این بود که تا جایی که میتوانم به زندگی با احترام ادامه دهم.
لیک اگر بینم از کسی کرمیتا زیم بردرش مقام کنم
هوش مصنوعی: اما اگر از کسی مهربانی ببینم، بر درش مقام میزنم.
وان کزو بوی مردمی آیدخدمت او علی الدّوام کنم
هوش مصنوعی: اگر کسی بوی مهربانی و انسانیت از او به مشام برسد، همیشه در خدمت او خواهم بود.
کرمت را اشارتی کردمتا از او کار خود بکام کنم
هوش مصنوعی: من به لطف و بزرگواریات اشارهای کردم تا از آن طریق به خواستهام برسم.
گفتمش گر تو یار من باشیمن بر افلاک احتشام کنم
هوش مصنوعی: به او گفتم: اگر تو همراه من باشی، من به اوج و تعالی میرسم و به مقام بلندی دست پیدا میکنم.
چند نوعم ز تو تقاضاهاستابتدا گویی از کدام کنم؟
هوش مصنوعی: من درخواستهایم از تو بسیار است، حالا نمیدانم از کدام یک آغاز کنم.
ذکر مرسوم اوّل آغازمیا نخستین حدیث وام کنم
هوش مصنوعی: در ابتدای سخن، به یاد اولین ذکر و داستانی که شناخته شده است میپردازم یا آن را نقل میکنم.
کرمت گفت:روتو فارغ باشهر دو امروز من تمام کنم
هوش مصنوعی: فرموش کن و آسوده خاطر باش، من امروز همه چیز را به پایان میرسانم.