شمارهٔ ۲۵۵ - ایضاً له
هوش مصنوعی: شاعر در این متن از بزرگی و کامیابی خواسته و دعا میکند که این کامیابی از طرف خدا پایدار باشد. او آرزو دارد که در خدمت بزرگمردان باشد و از آنها احترام و توجه ببیند. در عین حال، خواستههای متعددی از بزرگی که به او ارادت دارد بیان میکند؛ از جمله اینکه در کار و زندگیاش به خوبی پیش برود و از ثروت و نعمتهای حلال برخوردار شود. او همچنین به دوستی و همنشینی با بزرگان اشاره کرده و خواستار برآورده شدن آرزوهایش است. در نهایت، با ابراز تواضع میخواهد که همواره در مسیر خدمت و تلاش باشد و از خداوند طلب کامیابی و ثبات در زندگی کند.
ای بزرگی که کامرانی تواز خدا بر دوام میخواهم
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، آرزو دارم که خوشبختی و موفقیت تو همیشه از سوی خداوند ادامه داشته باشد.
تا همه خواجه تاش من باشداخترانت غلام می خواهم
هوش مصنوعی: من میخواهم که تمام تلاش خود را برای رضایت شما به کار ببرم و به عنوان خدمتگزار شما در کنار شما باشم.
بختیان سپهر را هر هفتدر کف تو زمام می خواهم
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تو کنترل و تسلط بر تمام نعمتها و امکانات را در دست داری و بر تقدیر و سرنوشت خود تسلط پیدا کردهای.
از برای حصول اغراضتهمّت از خاص و عام می خواهم
هوش مصنوعی: برای رسیدن به اهداف و خواستههایت، به کمک و حمایت افراد خاص و عمومی نیاز دارم.
کرّۀ چرخ را که توسن خوستزیر ران تورام می خواهم
هوش مصنوعی: من میخواهم که اسب قوی و شجاعی را که بر روی گردونه زمان میتازد، زیر پای تو قرار دهم.
تا که باشم بخدمتت نزدیکبفلک بر مقام می خواهم
هوش مصنوعی: برای اینکه در خدمتت باشم، میخواهم به جایگاه بلندی برسم.
دوست کامیّ من همه زانستکه تو را دوستکام میخواهم
هوش مصنوعی: دوست عزیز من، دلیل تمام موفقیتم این است که من تو را دوست دارم.
گه بمدح تو کلک می گیرمگه بیاد تو جام می خواهم
هوش مصنوعی: گاه به ستایش تو قلم به دست میگیرم و گاه یاد تو را با نوشیدن جامی زنده میکنم.
من کنون ز احمقی چنان شده امکه ز خلق احترام می خواهم
هوش مصنوعی: اکنون به قدری دچار نادانی شدهام که از مردم توقع احترام دارم.
بر گروهی سلام می نکنموز گروهی سلام می خواهم
هوش مصنوعی: من به برخی افراد سلام نمیکنم و از برخی دیگر هم انتظار سلام دارم.
چون درآیم بمحفل و بروماز بزرگان قیام می خواهم
هوش مصنوعی: وقتی که وارد جمعی میشوم و از میان بزرگان و افراد مهم بیرون میروم، خواستم که همواره برپا و استوار باشم.
با اکابر بمجلس خلوتگفت و گوی و پیام می خواهم
هوش مصنوعی: با بزرگان در جمع خصوصی صحبت میکنم و پیامم را منتقل میکنم.
با سخایت چو پخته شد کارمآرزوهای خام می خواهم
هوش مصنوعی: وقتی که تلاش و زحمت من به ثمر نشسته، دیگر به آرزوهای ناپخته و ناکام نیاز ندارم.
چرخ بر من جفا بسی کردستزو کنون انتقام می خواهم
هوش مصنوعی: چرخ فلک بسیار به من ظلم کرده است، حالا میخواهم از آن انتقام بگیرم.
همچو کار تو زندگانی خویشبسی تکلّف بکام می خواهم
هوش مصنوعی: به مانند خودت در زندگیام، میخواهم که از زحمت بپرهیزم و به آسودگی زندگی کنم.
احتشامی گرفته ام در سرکارکی با نظام می خواهم
هوش مصنوعی: در سرم احساس بزرگی و حرمت دارم، زیرا میخواهم با نظم و ترتیب زندگی کنم.
چیست تفسیر خویشتن داریمن بدان احتشام می خواهم
هوش مصنوعی: من میخواهم بدانم که معنی خویشتنداری من چیست، زیرا به آن احترام و اعتبار میخواهم.
رخنه را انسداد می جویمریش را التیام می خواهم
هوش مصنوعی: من در جستجوی راه حلی برای مشکلات هستم و خواهان بهبود و ترمیم زخمهایم هستم.
سیم چندان که جمع داند شداز حلال و حرام می خواهم
هوش مصنوعی: هر مقدار نقرهای که جمعآوری کنم، باید از راه حلال و صحیح باشد.
خویشتن را بهر صفت که بوداز عداد کرام می خواهم
هوش مصنوعی: من میخواهم خود را به هر نیکی و ویژگی که هستم، در درمیان کسانی که محترم و والا هستند، قرار دهم.
از برای خورش بمطبخ خویشوقت وقتی طعام می خواهم
هوش مصنوعی: برای خورش خودم وقتی از آشپزخانه بیرون میآید، زمانی برای تهیه غذا میخواهم.
مختصر همچو مردمان خود راخواجگیّ تمام می خواهم
هوش مصنوعی: من به اندازه مردمان، زندگی ساده و عادی را برای خود میخواهم.
از کف ساقیان سیم اندامرطلهای مدام می خواهم
هوش مصنوعی: من مدام از ساقیانی که اندامی نقرهای دارند، خواستهام که به من مقدار زیادی شراب بدهند.
بوسه یی نیز گر برد فرمانزان لب لعل فام می خواهم
هوش مصنوعی: اگر از آن لب سرخ رنگ بوسهای دریافت کنم، به آن نیز راضی هستم.
می خرم اسب و می فروشم خرچه کنم بانگ و نام می خواهم
هوش مصنوعی: من اسب میخرم و خر میفروشم، چه کنم که به صدای نام و آواز میانهام کشش دارد.
از برای نشست خاصۀ خویشمرکبی خوش خرام می خواهم
هوش مصنوعی: برای نشستن در محفل ویژهام، به یک اسب زیبا و آرام نیاز دارم.
از هلالش رکاب می سازموز معجزّه ش ستام می خواهم
هوش مصنوعی: از هلال ماه رکاب (پیشانی) میسازم و از قدرت معجزهوار او خواستههایی دارم.
گرچه بر زینتش دست من تنگستبه ازینش حزام می خواهم
هوش مصنوعی: هر چند که من نمیتوانم زینت او را به دست آورم، اما از آن بهتر است که خواهان کمربند او باشم.
لیک با این بلندی همّتکه ز اشتر سنام میخواهم
هوش مصنوعی: با این حال، با این اراده و بلندپروازی که دارم، مانند زینتهای زیبای کشیده بر گردن شتر، خواهان رسیدن به قلههای موفقیت هستم.
طمع از دانۀ تو هم نبرموین همه بهر دام میخواهم
هوش مصنوعی: به هیچ چیزی از دانهی تو طمع نمیبرم، ولی خواستهام این است که تمام این تلاشها و کوششها برای به دام آوردن تو باشد.
از تو بسیار چیز خواهم خواستخود ندانم کدام می خواهم
هوش مصنوعی: من از تو چیزهای زیادی میخواهم، اما خودم نمیدانم که چه چیزی را واقعاً میخواهم.
وقت را از برای مرکب خاصاز تو زین و لگام میخواهم
هوش مصنوعی: من برایِ وسیلهی خاصی نیاز به زین و لگام دارم، و این درخواست را برای وقت خود دارم.
تا نگویی همان گداست که بودبصلت نی بوام میخواهم
هوش مصنوعی: تا زمانی که به میهمانی من نیایی و بیخبر از حال و روز من باشی، مثل یک گدای گمنام باقی خواهی ماند. من希望 دارم که تو تغییر کنی و به پذیرایی من بیایی.
داند ایزد که دایم از پی تودولت مستدام می خواهم
هوش مصنوعی: خداوند میداند که من همیشه در جستجوی ثروت و موفقیت پایدار هستم.