شمارهٔ ۳۲۱ - وله ایضا
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی گفتگو بین دو شخصیت است؛ یکی که در مقام قدرت وکار است و دیگری که به دلیل از دست دادن مقام خود، در وضعیت نازلی قرار دارد. شاعر از سرکشی و خودخواهی شخص دیگر شکایت میکند و میگوید که با وجود ناتوانیاش، او همچنان با عزت و افتخار زندگی میکند. او خود را به یک کلک که علم را منتشر میکند تشبیه میکند و دیگری را به شمشیری تند که به خونریزی مشغول است. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که در زمان بیکاری نیز خود را سرافراز میبیند، در حالی که شخص دیگر در زمان عمل و قدرت، به غرور و افتخار میرسد.
این همه سرکشی مکن بر منگرچه معزولم و تو بر کاری
هوش مصنوعی: اینقدر بر من مسلط نشو، هرچند که من در موقعیت ضعف هستم و تو قدرت داری.
گرچه ماهر دوان دو کار گیرمکه کند مان خرد خریداری
هوش مصنوعی: اگرچه مهارت زیادی دارم، اما دو کار را انجام میدهم که باعث میشود عقل و خرد من به خطر بیفتد.
حالت من خلاف حالت تستتا مرا همچو خود نپنداری
هوش مصنوعی: وضعیت من با وضعیت تو متفاوت است تا اینکه مرا مثل خودت تصور نکنی.
من چو کلکم که نشر علم کندتو چو شمشیر تیز و خون خواری
هوش مصنوعی: من مانند همه شما هستم که علم را منتشر میکنم، اما تو مانند یک شمشیر تیز هستی که خون میریزد.
نسختی از نیام و مقلمه استحالت ما به گاه بیکاری
هوش مصنوعی: در زمانهایی که بیکار هستیم، حال و هوای ما شبیه به سرآمدن نی و یا بیحرکت بودن قلم است.
تو بگاه عمل سر افرازیسرنگون، گاه عزلت از خواری
هوش مصنوعی: در زمان عمل، اگر به موفقیت برسید، افتخار و سربلندی دارید، اما در زمان تنهایی و انزوا، از بیاحترامی و خواری رنج میبرید.
من به عطلت درون سرافرازموز عمل باشدم نگونساری
هوش مصنوعی: من به خاطر استراحت و آرامش درونم احساس شادابی و بالندگی میکنم و از انجام کارهایم ناامید نیستم.