بخش ۱۱ - حکایت
در این شعر، داستانی درباره مردی آمده است که در بیابان سگی تشنه را مییابد. او با کمال محبت و نیکطینتی، به سگ آب میدهد. پیامبر خبر میدهد که خداوند گناهان او را بخشیده است. شاعر به مردم توصیه میکند که در اعمال نیکو و وفا به دیگران پیشقدم باشند و یادآور میشود که نیکی به هر موجودی، حتی سگ، بیاثر نیست. همچنین، به این نکته اشاره میکند که بخشش و مهربانی بویژه وقتی که از دسترنج و زحمت خود ببخشد، بیمزد و پاداش نخواهد ماند. در نهایت، او بیان میکند که اعمال نیک همیشه نتیجهای مثبت دارد.
یکی در بیابان سگی تشنه یافتبرون از رمق در حیاتش نیافت
شخصی در بیابان سگی تشنه دید که آن سگ از بیآبی و تشنگی بیرمق شده بود.
کله دلو کرد آن پسندیده کیشچو حبل اندر آن بست دستار خویش
آن آدم نیکوکار کلاه خود را دلو کرد و به دستار خویش بست. (حبل: طناب)
به خدمت میان بست و بازو گشادسگ ناتوان را دمی آب داد
تلاش کرد و آن سگ بیرمق را آب نوشانید.
خبر داد پیغمبر از حال مردکه داور گناهان از او عفو کرد
رسول اکرم خبر داد که خداوند گناهان آن شخص را بخشود.
الا گر جفاکاری اندیشه کنوفا پیش گیر و کرم پیشه کن
بهوش باش! اگر ستمکار هستی، بیندیش و بترس و راه دوستی و بخشندگی در پیش بگیر.
کسی با سگی نیکویی گم نکردکجا گم شود خیر با نیکمرد؟
هیچکس نیکویی با یک سگ را فراموش نمیکند و بیمزد نمیگذارد؛ کار نیک آدم نیکوکار چگونه بیمزد میماند؟
کرم کن چنان کهت برآید ز دستجهانبان در خیر بر کس نبست
تا میتوانی نیکویی کن و خداوند درب کار خیر را بر روی هیچکس نبستهاست.
به قنطار زر بخش کردن ز گنجنباشد چو قیراطی از دسترنج
بهنام اعظمیان: بخشیدن مقدار زیادی زر از گنج و مال بادآورده به آسانی امکانپذیر است، مهم این است که بتوانی یک ذره از کار و دسترنج خودت به کسی کمک کنی و از مال خودت بگذری.
برد هر کسی بار در خورد زورگران است پای ملخ پیش مور
هوش مصنوعی: هر کسی باید بار خود را به دوش بکشد و این کار برایشان مشکل و سنگین است، مانند اینکه ملخ، که به نظر کوچک و بیاهمیت میآید، در برابر مورچهای که بار خودش را حمل میکند، به نظر میرسد.