بخش ۱۵ - حکایت در محرومی خویشتن بینان
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به فردی اشاره میکند که اندکی در نجوم دانش داشته ولی به خاطر تکبرش دچار خودبزرگبینی شده است. این فرد به نزد کوشیار، یک عالم بزرگ، میرود و به دلیل غرور خود، از معارف و دانشی که میتواند از او بیاموزد، بازمیماند. کوشیار به او میگوید که او خود را فرزانهتر از آنچه هست میداند، ولی در حقیقت از بسیاری از داناییها تهی است و نیاز دارد که خود را تخلیه کند تا بتواند پر از معرفت شود. در پایان، شاعر به او توصیه میکند که از خودپرستی دست بردارد و با بیهستی خود به سوی علم و معرفت حرکت کند.
یکی در نجوم اندکی دست داشتولی از تکبر سری مست داشت
هوش مصنوعی: شخصی در علم نجوم اندکی دانش داشت، اما به خاطر حس خودبزرگبینی، به خود فخر میفروخت.
بر کوشیار آمد از راه دوردلی پر ارادت، سری پر غرور
هوش مصنوعی: از راه دور فردی با دلی پر از محبت و ارادت و سر پر از افتخار به کوشیار رسید.
خردمند از او دیده بردوختییکی حرف در وی نیاموختی
هوش مصنوعی: عاقل به او نگاه کرد و دانست که هیچ چیزی از او نیاموخته است.
چو بی بهره عزم سفر کرد بازبدو گفت دانای گردن فراز
هوش مصنوعی: وقتی که بدون داشتن تدارکات و برنامهریزی مناسب برای سفر برخواست، شخصی با دانش و قدرتمند به او گفت:
تو خود را گمان بردهای پر خردانائی که پر شد دگر چون برد؟
هوش مصنوعی: تو فکر میکنی که خیلی باهوش و دانا هستی، اما زمانی که دقت کنی میبینی که در واقعیت، چیزهای زیادی هست که نمیدانی.
ز دعوی پری زان تهی میرویتهی آی تا پر معانی شوی
هوش مصنوعی: از ادعا و فخر و بزرگی دور شو و خالی از آنها برو؛ تا بتوانی به معانی عمیق و ارزشمند دست یابی.
ز هستی در آفاق سعدی صفتتهی گرد و باز آی پر معرفت
هوش مصنوعی: از وجود در جهان خالی شو و دوباره با آگاهی و معرفت به سمت خود بازگرد.