حکایت شمارهٔ ۴
هوش مصنوعی: عالمی معتبر در مناظرهای با یکی از ملاحدهها به نتیجهای نرسید و تصمیم به ترک مناظره گرفت. وقتی فردی از او پرسید که با توجه به فضائل و علومش چرا نتوانست با بیدینی مقابله کند، او پاسخ داد که علمش بر اساس قرآن، حدیث و اقوال مشایخ است و فرد بیدین به اینها اعتقادی ندارد. او اعتقاد داشت که گفتن حقیقت به کسی که به آن گوش نمیدهد، بیفایده است. در نهایت، عالم به این نتیجه رسید که وقتی کسی به اساس ایمان توجهی ندارد، بهتر است با او بحث نکند.
عالمی معتبر را مناظره افتاد با یکی از مَلاحده، لَعَنَهُمُ اللهُ عَلیٰ حِدَةٍ، و به حجّت با او بس نیامد؛ سپر بینداخت و برگشت. کسی گفتش: تو را با چندین فضل و ادب که داری، با بیدینی حجّت نماند؟ گفت: علمِ من قرآن است و حدیث و گفتارِ مشایخ و او بدین ها معتقد نیست و نمیشنود؛ مرا شنیدنِ کفرِ او به چه کار میآید؟
معنی «لَعَنَهُمُ اللهُ عَلیٰ حِدَةٍ»: نفرینِ خدای بر ایشان به تنهایی باد. معنی «به حجت با او بس نیامد....»: با برهان از عهدهٔ وی بر نیامد و عاجز شد و روی از وی بتافت. کسی او را گفت: با آنهمه دانش و فرهنگ که داری در برابر زندیقی از دلیل تهیدست ماندی؟عالم جواب داد دانش من مربوط به قرآن و سخنان پیامبر و حرف بزرگان دین است این ملحد به این ها باور ندارد و آنها را نمیشنود و برایشان ارزش قائل نیست شنیدن حرف های کفر او هم سودی ندارد به کار هیچکس نمی اید
آن کس که به قرآن و خبر زو نرهیآن است جوابش که: جوابش ندهی
پاسخ آن کسی که از چنگ وی به احکام قرآن و حدیث پیامبر رهایی نتوانی جست، این است که در برابرش ساکت بمانی.