شمارهٔ ۱۳
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از درد و رنجی که به خاطر عشق تحمل میکند صحبت میکند. او به شدت تحت تأثیر احساساتش قرار دارد و میگوید که عشق او را به گونهای迷惑 کرده که مسیر خود را گم کرده است. این احساسات شدید، مانند جراحتی عمیق، بخشی از وجود او شده و نشاندهندهی داغی است که در دلش باقی مانده است.
منم که خون جگر، لالهزار باغ من استجراحتی که ز مرهم فزوده داغ من است
هوش مصنوعی: من فردی هستم که درد و رنج بسیار کشیدهام، و همین دردها و جراحتها، شگفتی و زیبایی باغ زندگی من را رقم زده است. زخمهایی که بر دل دارم، به جای خوب شدن، بیشتر و عمیقتر شدهاند.
به دست عشق چنان کردهام پی خود گمکه گم شود پی آن کس که در سراغ من است
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، به قدری در خودم غرق شدهام و بیخبر از خودم میباشم که اگر کسی بخواهد به دنبال من بگردد، به راحتی گم میشود.