شمارهٔ ۵۲
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از احساسات عمیق و متناقض خود سخن میگوید. او در ظاهر آرام به نظر میرسد (در سرآب)، اما در درونش آتش و درد بیدرمانی وجود دارد. او در دریایی بیکران نشسته و دچار خواهشهای عمیق است که توصیفناپذیرند. در واقع، احساسات و کنشهای درونی او بسیار پیچیده و فراتر از بیان کلامی است.
الهی در سرآب دارم، در دل آتش، در باطن ناز دارم، در باطن خواهش در دریائی نشستم که آنرا کران نیست، بجان من دردیست که آنرا درمان نیست، دیده من بر چیزی آید که وصف آن بزبان نیست
هوش مصنوعی: در لحظهای روح من در حال شگفتی و شادابی است، در حالی که در دل خود احساس آتش و سوزش دارم. در عمق وجودم آرزو و تمایل دارم، اما در دریاچهای نشستهام که هیچ انتهایی ندارد. در وجودم دردی است که هیچ درمانی برایش نیست و چشمانم به چیزی معطوف شده که وصف آن با کلمات ممکن نیست.