شمارهٔ ۱۲۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره بندگی و ارتباط انسان با خداوند است. شاعر اشاره میکند که انسان در میان مردم تنهاست و در دعوت خدا به او گوش میدهد. او به این نکته اشاره میکند که انسانها به دلیل دیدهها و تجربههای خود دچار مشکلات و آزمایشها میشوند و این وضعیت ناشی از طبیعت بشر است. در نهایت، بیان میشود که انسان به خاطر نگاه به دنیای مادی و تجربیات خود از نعمتهای بالاتر فاصله میگیرد.
الهی تابنده را خواندی بنده در میان مردم تنهاست و تا گفتی بیا هفت اندام او شنواست از آدمی چه آید قدر او پیداست، کیسه تهی و باد پیماست، این کار پیش از آدم و حواست و عطا بیش از خوف و رجاست اما آدمی بسبب دیدن مبتلاست، به ناز کسی است که از سبب دیدن رهاست و با خود به جفاست
هوش مصنوعی: خداوند نورانی را صدا زدی، بنده در میان سایرین تنهاست. هنگامی که گفتی بیایید، هفت عضو او از سخن تو آگاه است. ارزش انسان مشخص است؛ زیرا بر خلاف ظاهرش، او خالی از علم و تجربه است. این وضعیت، پیش از آفرینش آدم و حوا وجود داشت و نعمتها از ترس و عذاب بیشترند. اما انسان به خاطر دیدن و آشنایی با دنیا گرفتار شده است. او به ناز و تنعم کسی است که به سبب مشاهده از رنجها و مشکلات رها شده و در عذاب خود گرفتار است.