تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۲۲

زانگه که دلم بر آن سمن بر بگذشتهر دم بر من به درد دیگر بگذشت
با آنکه ز عشق هیچ آبم بنماندبنگر که چگونه آبم از سر بگذشت