تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۱۰

شمع آمد و گفت: شخصم آغشته که بودبود ای عجب از آتش سرگشته که بود
با آتش سرکشم اگر بودی تاببازم نشدی ز تاب این رشته که بود