تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۱۱

شمع آمد وگفت: در دلم خون افتادکز پرده ز بیم سوز بیرون افتاد
من در هوس آتش و کس آگه نیستتا در سرِ من چنین هوس چون افتاد