شمارهٔ ۳۵
هوش مصنوعی: شمع به ما میگوید که ما بیسر و پا ماندهایم. سر ما سوخته و پاهایمان بسته است، اما کسی مانند من، حتی اگر پاهایم در جا نایستند، از آتش خود را به خصومت میکشم.
شمع آمد و گفت: ماندهام بی سر و پایسر سوخته پای بسته نی بند و گشای
هوش مصنوعی: شمع آمد و گفت: من بدون سر و پا ماندهام، در حالی که جسمم سوخته و پاهایم بسته است. نه به چیزی وابستهام و نه آزاد.
کس چون من اگر چه پای بر جا نبوداز آتش فرق، پای من رفت ز جای
هوش مصنوعی: هیچ کس به اندازه من نمیتواند دردی را که تحمل میکنم درک کند، هرچند که شاید بدنم در یک جا ثابت نمانده باشد، اما در اثر آتشِ مصیبت، وجودم از جایش تکان خورده است.