تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۳۶

شمع آمد زار زار و میگفت به رازحال من و آتش است با سوز و گداز
من کرده به درد گریهٔ تلخ آغازبرّیده ز من یار به شیرینی باز