تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۵۱

شمع آمد و گفت: این سفر افتاد مراکز رفتن آن صد خطر افتاد مرا
سر در کَنَبَم تمام، گویی که نبرداین کار نگر که در سر افتاد مرا