تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۸۷

شمع آمد و گفت: اگر شماری دارماشک است که پُر اشک کناری دارم
گر سوختن و کشتنِ من چیزی نیستاین هست که روشن سر و کاری دارم