بخش ۲۷ - حسین خوانساری علیه الرّحمة
هوش مصنوعی: او یکی از علمای بزرگ و فضلای برجسته زمان خود بود که سالها در اصفهان به تدریس مشغول بود و اطلاعات و دانش خود را از فاضل نحریر و دیگر علمای زمان کسب کرد. به خاطر نام پدر و فرزندش هر دو به نام آقا جمال، او را ذوالجمالین نامیدند. در زمان شاه سلیمان، مورد احترام و توجه ویژهای قرار گرفت و شاه سلیمان ایشان را به عنوان نایب امام بر تخت نشانید. آثار و تصانیف او در بین علمای آن دوران معتبر بود و به گاهی نیز شعر میسرود. یکی از رباعیهای او اینگونه است:
"ای باد صبا طرب فزا میآیی
از طوف کدامین کف پا میآیی
از کوی که برخاستهای راست بگو
ای گرد به چشم آشنا میآیی"
اعلم علماء و افضل فضلای زمان خود بوده. سالها در اصفهان مولویّت نموده. چون والدش آقا جمال و ولدش نیز آقا جمال نام داشته، او را ذوالجمالین خواندند. تحصیل علوم در خدمت فاضل نحریر خلیفه سلطان و سایر فضلا کرده. در زمان شاه سلیمان کمال اعزاز و اکرام یافته و شاه سلیمان را به قاعدهٔ امامیه که مجتهد نایب امام است و سلطان نایب مجتهد، مولانا را به نیابت خود بر تخت نشانید. چنانکه شاه سلطان حسین صفوی را جناب علّامهٔ محدّث مجلسی مولانا محمد باقر را نایب مناب خود کرده. غرض، آن جناب از مجتهدین و محققین زمان و تصانیف عالیهاش مدار علیّهٔ علمای دوران است. گاهی شعر میگفته. این رباعی از اوست:
هوش مصنوعی: او عالمترین دانشمند و برجستهترین فضلا زمان خود بود و سالها در اصفهان به تدریس علوم مشغول بود. به دلیل اینکه پدرش آقا جمال و پسرش نیز آقا جمال نام داشت، او را ذوالجمالین نامیدند. در خلال تحصیل، از محضر فاضل نحریر خلیفه سلطان و دیگر علمای بزرگ بهرهمند شد. در زمان شاه سلیمان به مقام و احترام ویژهای دست یافت و شاه سلیمان او را به عنوان نایب خود بر تخت نشانید؛ همانطور که شاه سلطان حسین صفوی نیز مرحوم علامه مجلسی را به همین عنوان منصوب کرده بود. به طور کلی، این شخصیت یکی از مجتهدین و پژوهشگران معتبر زمان خود بود و کتابهایش مقیاس علمای دوران به شمار میرفت. او occasionally شعر میسرود و این رباعی از اوست:
ای باد صبا طرب فزا میآییاز طوفِ کدامین کفِ پا میآیی
هوش مصنوعی: ای باد صبا، تو با خود شادی و طرب میآوری؛ از کدام جا و به کدام نقطه میرسی و این خوشحالی را به ما منتقل میکنی؟
از کوی که برخاستهای راست بگوای گرد به چشم آشنا میآیی
هوش مصنوعی: از محلهای که رفتهای، به طور راست و صادق حرف بزن؛ ای غبار، تو به چشمان آشنای من آشنا میزنی.