بخش ۵۳ - شرف اصفهانی
هوش مصنوعی: شرفالدین فضل الله که از اهل شفروه اصفهان است، از فضلا و مشاهیر شناخته شده به شمار میآید. او رسالهای به نام "اطباق الذهب" نوشته که شامل صد کلمه در پند و مواعظ و شرح حال انسانهاست. در این متن، چند بیت شعر از او آورده شده که به عشق، خموشی و مسألههای معنوی و انسانی اشاره دارد. او در اشعارش از عشق خالص و بیعلاقگی به جنبههای ظاهری زندگی صحبت میکند و به زهد و پارسایی اشاره میکند. به طور کلی، او در اشعارش به روابط انسانی، تلاش برای شناخت خدا و همچنین مضامین عرفانی میپردازد.
و هُوَ شرف الدین فضل اللّه. او را از شفروه مِنْمضافات اصفهان میدانند که آن را پزده نیز گویند. از مشاهیر فضلاست. رسالهٔ اطباق الذهب که مشتمل است بر صد کلمه در پند و مواعظ و شرح حال اصناف خلایق آن جناب در مقابل اطواق الذهب ز مخشری نوشته. این چند بیت از اشعار آن جناب است:
هوش مصنوعی: فضل اللّه شرف الدین، فردی از اهالی شفروه در اصفهان است که به عنوان یکی از شخصیتهای معروف و برجسته شناخته میشود. او تألیفات ارزشمندی دارد که یکی از آنها رسالهٔ اطباق الذهب است که شامل صد جمله در زمینه پند و اندرز و شرح حال مختلف افراد است. در ادامه، چند بیت از شعرهای او نیز ذکر شده است.
از تقاضای وصالش خامشیماین خموشی هم تقاضایی خوش است
هوش مصنوعی: ما دیگر از درخواست وصالش چیزی نمیگوییم و این سکوت ما هم نوعی درخواست زیبا به حساب میآید.
عشقی که نه آلودهٔ هجران نه وصال استگنجی است ندانم دل خرسندِ که دارد
هوش مصنوعی: عشق واقعی که نه به دوری و جدایی مربوط میشود و نه به نزدیکی و ارتباط، گنجی ارزشمند است که نمیدانم دلِ کسی که آن را دارد، چقدر خوشحال است.
مسلمانان به مستوری میازاریدمستان رابترسید از قضایِ بدکه من هم پارسا بودم
هوش مصنوعی: مراقب باشید که به انسانهای نابینا و بیخبر از دین ظلم نکنید؛ زیرا عواقب ناگواری در انتظار شماست. من هم خودم فردی راستکار و پرهیزگار بودم.
اگر زاهدانند وگر عارفانندهمه مردِ مزدند مرد خدا کو
هوش مصنوعی: اگر همه زاهدان و عارفان فقط به دنبال مادیات و منافع خود باشند، پس مرد واقعی و خدایی که باید الگو باشد، کجاست؟
مرا لایق سوختن میشماریاگر صادقی آتش و بوریا کو
هوش مصنوعی: اگر به راستی صادق هستی، مرا لایق آتش زدن میدانی، پس چرا آتش و بوریا (نخ و کتان) را در اختیارت نداری؟
خدایا از آن خوان که از بهر خاصاننهادی نصیب منِ بینوا کو
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، از آن سفرهای که ویژهگان را روزی میدهی، قسمت منِ بینوا کجاست؟
اگر رحمت الا به طاعت نبخشیپس این بیع خوانند جود و عطا کو
هوش مصنوعی: اگر رحمت و بخشش تو به اطاعت و بندگی وابسته باشد، پس این بخشش و عطا را چگونه میتوان نامید؟
اگر در بها زهد خواهی ندارموگر بی بها میدهی بهر ما کو
هوش مصنوعی: اگر میخواهی با زهد و بیپولی چیزی به من بدهی، من آن را نخواهم پذیرفت. اما اگر بدون هیچ قیمتی میتوانی لطف کنی، پس کجا هستی؟