بخش ۸۵ - کمال اصفهانی
هوش مصنوعی: کمال الدین اسماعیل بن جمال الدین عبدالرزاق، شاعر مشهور و متأثر از شیخ شهاب الدین سهروردی بود. او در اواسط زندگی به ترک دنیا و زهد روی آورد و در جنگ مغولها به شهادت رسید. دیوان اشعار او بارها منتشر شده و شامل مضامینی عمیق در مورد دنیا و آخرت است.
وی در اشعارش به موضوعاتی همچون فانی بودن دنیا، قناعت، و ضرورت توجه به معنویات و ترک دنیا پرداخته است. از جمله اشعار او میتوان به اشعار موعظهگونهای اشاره کرد که به خوانندگان هشدار میدهند نباید به دنیای زودگذر دل ببندند و باید در جستجوی حقیقت و معنای عمیقتر زندگی باشند.
او به پیروی از بزرگان، کوشید تا راه نجات را بیابد و به اهمیت توجه به درون اشاره کرده است. اشعارش به زیبایی و عمق انسانی دعوت میکند و این امر او را در تاریخ ادبیات فارسی ماندگار کرده است.
و هُوَ کمال الدین اسماعیل بن جمال الدین عبدالرّزاق. از مشاهیر شعر است و در اواسط عمر ترک و تجرید پیشه نمود و ارادتش به جناب شیخ شهاب الدین سهروردی به سرحد کمال بود. به لباس فقر ملبس و با یاد خدا همنفس. در خارج شهر اصفهان به دست لشکر مغول گرفتار گردید و بعد از زجر بسیار به مرتبهٔ شهادت رسید فی سنهٔ ۶۳۵. دیوانش مکرر دیده شده. از اوست:
هوش مصنوعی: اسماعیل بن جمال الدین عبدالرزاق، شاعر معروفی است که در اواسط زندگی خود به ترک دنیا و انزوا روی آورد. ارادت او به شیخ شهاب الدین سهروردی بسیار عمیق بود. او به لباس فقر پوشیده بود و در یاد خدا به سر میبرد. در نزدیکی شهر اصفهان به دست لشکر مغول گرفتار شد و پس از تحمل زجرهای بسیار، به مقام شهادت نائل آمد. او در سال ۶۳۵ هجری قمری درگذشت و دیوان اشعارش بارها منتشر شده است.
به آرزو و هوس برنیاید این معنیبه سوزِ سینه و خون جگر تواند بود
هوش مصنوعی: این موضوع فقط با آرزو و تمایل نمیتوان به دست آورد؛ بلکه درد و رنج عمیق و عذاب دل در آن نهفته است.
ز کار آخرت آن را خبر تواند بودکه زنده بر پل مرگش گذر تواند بود
هوش مصنوعی: کسی که در زندگی خود از اعمال و کارهای آخرت مطلع باشد، میتواند در لحظه مرگ و گذر از پل مرگ، به سرنوشت خود آگاه شود.
به ترک خویش بگو تا به کوی یار رسیکه کارهای چنین با خطر تواند بود
هوش مصنوعی: به او بگو که برای رسیدن به معشوقش، از خود بگذرد، چون چنین کارهایی ممکن است با خطراتی همراه باشد.
کسی به گردن مقصود دست حلقه کندکه پیش تیر بلاها سپر تواند بود
هوش مصنوعی: کسی میتواند به هدفی برسد و در برابر مشکلات و سختیها محافظت کند که بتواند از خود دفاع نماید و در برابر تیرهای بلاها ایستادگی کند.
ز ملک بی خودی آن را که بهرهای باشدوجود در نظرش مختصر تواندبود
هوش مصنوعی: هر کسی که از دنیای خود غافل باشد، اگر حتی چیز کوچکی در اختیار داشته باشد، برای او به نظر ناچیز خواهد آمد.
ترا ز همت دون در طمع نمیگرددکه لذتی بجز از خواب و خور تواند بود
هوش مصنوعی: کسی که حرمت و ارزش خود را پایین آورده، نمیتواند به چیزی بیشتر از خواب و غذا که لذتهای ساده هستند، فکر کند یا امیدوار باشد.
به آب و سبزه قناعت مکن ز باغ بهشتکه این قدر علف گاو و خر تواند بود
هوش مصنوعی: به زندگی ساده و طبیعی خود قناعت کن و خودت را به چیزهای بزرگتر و فریبندهتر نرسان، زیرا بسیاری از چیزهایی که به نظر خوب میآیند، تنها علف و عیبی هستند که نمیتوانند به خوشبختی واقعی منجر شوند.
ز روزگار همین حالتم پسند آمدکه خوب و زشت و بد و نیک درگذر دیدم
هوش مصنوعی: من در این روزگار به حالتی رسیدم که همه چیز، چه خوب و چه بد، در کنار هم و به مرور زمان، برایم قابل قبول شده است.
جای مقام نیست جهان دل درو مبندخود را مسافری کن و این رهگذار گیر
هوش مصنوعی: در این دنیا، مکان و مقام واقعی وجود ندارد، پس دل خود را به آن بسته نکن. خود را مانند یک مسافر ببین و بر این مسیر سفر کن.
بنگر که تا تو آمدهای چند کس برفتآخر یکی ز رفتنشان اعتبار گیر
هوش مصنوعی: به دنبال این باش که وقتی تو به اینجا آمدهای، چند نفر از این مکان رفتهاند. در میان آنها، از یک نفر که رفته، ارزش و اعتبار بگیر.
روزی سه چار اگر اجلت مهلتی دهدبگذار خلق را و درِ کردگار گیر
هوش مصنوعی: اگر مرگ به تو فرصتی بدهد که روزی سه یا چهار بار از آن استفاده کنی، مردم را رها کن و به خداوند پناه ببر.
خواهی که عیش خوش بودت کار برمرادبا نیستی بساز و کم کار و بار گیر
هوش مصنوعی: اگر میخواهی زندگی خوشی داشته باشی، باید با مشکلات و ناملایمات کنار بیایی و کمکاری نکنی.
چه داری ای دل از این منزل ستم برخیزچو شیر مردان از زیرِ بار غم برخیز
هوش مصنوعی: ای دل، از این خانهی نارضایتی و ظلم دست بردار و مانند شیر مردان از زیر بار غم و اندوه بیرون بیا.
گذشت روز جوانی هنوز در خوابیشب دراز بخفتی سپیده دم برخیز
هوش مصنوعی: روزهای جوانی سپری شده و تو هنوز در خواب عمیق به سر میبری. اکنون که صبح دمیده، وقت آن است که بیدار شوی.
چنین نشسته بدینجات هم نبگذارندبه اختیار خود از پیش لاجرم برخیز
هوش مصنوعی: اینطور نشستهاید و به شما اجازه نمیدهند که به دلخواه خود حرکت کنید، بنابراین ناچار باید از اینجا بلند شوید.
نخواهی آنکه چو سکه قفای گرم خوریمکوب آهن سرد از سرِ درم برخیز
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی مثل سکهای که در دماهای بالا دچار تغییر میشود، تحت تأثیر سرما و سختی قرار بگیری، باید از جایی که هستی حرکت کنی و تغییر کنی.
یکی چو نرگس بگشای چشم عقل به خویشفرو نگر که تو خود سر به سر تماشایی
هوش مصنوعی: چشم عقل خود را باز کن و به درون خود نگاه کن، زیرا تو همچون یک نرگس زیبا هستی که در خود زیبایی و جذابیت زیادی دارد.
جهان بگشتم و آفاق سر به سر دیدمنه مردمم اگر از مردمی اثر دیدم
هوش مصنوعی: در دنیا سفر کردم و همه جا را دیدم، اما اگر ردپایی از انسانیت دیدم، دیگر خود را آدم نمیدانم.
برین صحیفهٔ مینا به خانهٔ خورشیدنگاشته سخنی خوش به آب زر دیدم
هوش مصنوعی: در این کتاب زیبا، حرفی دلنشین به رنگ طلایی نوشته شده که به خانه خورشید تعلق دارد.
که ای به دولت ده روزه گشته مستظهرمباش غرّه که از خود بزرگتر دیدم
هوش مصنوعی: ای کسی که به خوش شانسی و نعمتهای زودگذر دست یافتهای، مغرور نباش. من کسانی را دیدهام که از تو بزرگتر بودهاند و به سرعت تغییر کردند.
اگر ز خویش برآیی و در جهان نگریاگرچه عرش مجید است مختصر یابی
هوش مصنوعی: اگر از خودت فاصله بگیری و به دنیا نگاه کنی، متوجه میشوی که حتی بالاترین مقامها و افتخارات هم در نهایت چیزی بسیار کوچک و مختصر هستند.
چنان به عالم صورت دلت بر آشفته استکه گر به عالم معنی رسی صور یابی
هوش مصنوعی: دل تو به قدری از دیدن ظاهر دنیا در هم ریخته و نگران است که اگر به جهان معنوی برسد، متوجه خواهی شد که در آنجا هم تصاویری وجود دارد.
طوافگاه تو برگرد عالمِ صورتچو این قدر طلبی لابد این قدر یابی
هوش مصنوعی: اگر به دور مکان تو بچرخی و دنیا را ببینی، چون به این اندازه طلب و آرزو داری، حتماً به همین اندازه نیز به خواستههایت خواهی رسید.
به هرزه بانگ چه داری که دردمند نهایتو درد جوی که درمانش بر اثر یابی
هوش مصنوعی: چرا به سخنان بیهوده مشغول هستی در حالی که خودت دردی نداری؟ اگر به دنبال درمان دردهایت هستی، باید به راههای واقعی و موثر توجه کنی.
چو مطمح نظر تو جهان قدس بودوجود را همه خاشاک رهگذر یابی
هوش مصنوعی: اگر نگاهی به عالم قدس و معنویات داشته باشی، همه چیزهای مادی و دنیوی مانند خاشاک در مسیر زندگی میمانند و اهمیت واقعی ندارند.
به پایِ فکر سفر کن در آفرینش خویشبسا غنیمتها کاندرین سفر یابی
هوش مصنوعی: به دنبال تفکر و اندیشهات به دنیای خلاقیت و آفرینش خود برو، چرا که در این مسیر میتوانی گنجینههای ارزشمندی را کشف کنی.
به ذوق تو سخنِ حق اگر چه تلخ بودفرو برش که از آن لذت شکر یابی
هوش مصنوعی: اگر چه سخن حق ممکن است به ذائقهات تلخ بیاید، اما آن را بپذیر، زیرا از آن میتوانی لذت و شیرینی بگیری.
کشیده دار به دست ادب عنان نظرکه فتنهٔ دل از آمد شد نظر یابی
هوش مصنوعی: با احتیاط و با ادب به تماشای دنیا بپرداز، زیرا دل مشغولیها و آشفتگیهای زندگی ممکن است باعث شود نتوانی به درستی آنچه را که میبینی درک کنی.
بدین صفت که تو گم کردهای طریق نجاتز پیروی بزرگانِ راهبر یابی
هوش مصنوعی: با این ویژگی که تو راه نجات را گم کردهای، میتوانی به دنبال الگوهای بزرگ و راهنمایان بروی تا راه را پیدا کنی.
کلید کام تو بر آستین خویشتن استولی چه سود که با خویش درنمیآیی
هوش مصنوعی: شما خودتان کلید حل مشکلات و رسیدن به موفقیت را در دستانتان دارید، اما متأسفانه نمیتوانید به درستی با خودتان ارتباط برقرار کنید و از این کلید استفاده کنید.
به دست خویش تبه میکنی تو صورت خویشوگر نه ساختهاندت چنانکه میبایی
هوش مصنوعی: تو خود با دست خودت چهرهات را خراب میکنی، در حالی که اگر بخواهی، به خوبی ساخته شدهای و زیباییهایت را میتوانی ببینی.
مخدّرات سماوی درو جمال نهنداگر تو آینهٔ دل ز زنگ بزدایی
هوش مصنوعی: اگر دل خود را پاک و صاف کنی، میتوانی زیباییهای آسمانی را در آن ببینی.
همه جهان را حاجت به سایهٔ تو بودچو آفتاب اگر خو کنی به تنهایی
هوش مصنوعی: تمام جهان به سایه تو نیاز دارد، مانند اینکه خورشید اگر تنهایی را انتخاب کند، دیگر نوری نخواهد داشت.
اگر کنی طلب نانهاده رنجه شویوگر به داده قناعت کنی بیاسایی
هوش مصنوعی: اگر در پی چیزهایی باشی که هنوز به دست نیاوردهای، رنج خواهی برد، اما اگر از آنچه داری راضی باشی، آرامش خواهی یافت.
اگر مربی جانی به ترک جسم بگویکه جان فزودن شمعست جسم فرسایی
هوش مصنوعی: اگر مربی به روح بگوید که تو باید بدن را ترک کنی، باید بدانی که افزایش روح مانند نور شمع است و بدن در حال کهنه شدن است.
رباعیات
جایی که نشان بی نشان است آنجاانگشت خیال بر دهان است آنجا
هوش مصنوعی: جایی که نشانهای از چیز مشخصی وجود ندارد، در آنجا انسان به تفکر و اندیشه مشغول است.
از غمزه خدنگ بر کمان است آنجازنهار مرو که بیم جان است آنجا
هوش مصنوعی: در آنجا که عذاب و زهر چشمان زیبا وجود دارد، باید مراقب باشی و نروی، زیرا خطر جانت در آنجا در کمین است.
شد دیده به عشق رهنمون دل منتا کرد پر از غصّه درون دل من
هوش مصنوعی: چشمم به خاطر عشق راهنمای دل من شد و دل من را پر از اندوه کرد.
زنهار که گر دلم نماند روزیازدیده طلب کنید خون دل من
هوش مصنوعی: مواظب باشید، چون اگر روزی دیگر دلم را نداشته باشید، از چشمهایتان خون دل من را بخواهید.
در دیده به روزگار نم بایستییا با غم او صبر به هم بایستی
هوش مصنوعی: در زندگی، نباید تنها به غم و اندوه روزگار نگاه کرد، بلکه برای تحمل مشکلات و سختیها باید صبر داشته باشیم.
یا مایهٔغم چو عمر کم بایستییا عمر به اندازهٔ غم بایستی
هوش مصنوعی: یا باید غم به اندازه عمرت باشد، یا عمرت به اندازه غمهایت.