فرهاد و شیرین
بخش ۱ - سرآغاز
الهی سینهای ده آتش افروز
بخش ۲ - در ستایش پروردگار
به نام چاشنیبخش زبانها
بخش ۳ - در راز و نیاز با خداوند
خداوندا نه لوح و نه قلم بود
بخش ۴ - در ستایش حضرت پیغمبر«ص»
حکیم عقل کز یونان زمین است
بخش ۵ - در چگونگی شبی که پیغمبر بر آسمان بر شد
شبی روشنتر از سرچشمهٔ نور
بخش ۶ - در ستایش حضرت علی «ع»
نه هر دل کاشف اسرار «اسرا» ست
بخش ۷ - گفتار در آرایش و نکویی سخن
سخن صیقلگر مرآت روح است
بخش ۸ - حکایت
به حربا گفت خفاشی که تا چند
بخش ۹ - گفتار در نکویی خموشی و عشق
بیا وحشی خموشی تا کی و چند
بخش ۱۰ - گفتار در چگونگی عشق
یکی میل است با هر ذره رقاص
بخش ۱۱ - حکایت
به مجنون گفت روزی عیبجویی
بخش ۱۲ - حکایت
یکی فرهاد را در بیستون دید
بخش ۱۳ - گفتار در ستایش عشق
زبان دان رموز کیمیا کیست
بخش ۱۴ - حکایت
زلیخا را چو پیری ناتوان کرد
بخش ۱۵ - گفتار در آغاز داستان و چگونگی عشق
مرا زین گفتگوی عشق بنیاد
بخش ۱۶ - در جستجوی جایی دلکش و سرزمینی خرم
ز همپرواز اگر مرغی فتد دور
بخش ۱۷ - گفتار در رفتار خادمان شیرین به طلب نزهتگاه دلنشین و پیدا نمودن دشت بیستون و خبردادن شیرین را
خوشا خاکی و خوش آب و هوایی
بخش ۱۸ - حکایت
یکی صیاد مرغی بستهپر داشت
بخش ۱۹ - گفتار در بیرون آمدن شیرین از مشکوی خسرو
بت پر شکوه ماه پر شکایت
بخش ۲۰ - گفتار اندر طلب نمودن شیرین استادان پرهنر را برای بنا نمودن قصر شیرین و یافتن خادمان فرهاد را
بنایی را که باشد حسن بانی
بخش ۲۱ - گفتار اندر گفت و شنید غلامان شیرین با فرهاد و بردن او را به نزد شیرین مه جبین
حریص گنج بنای گهر سنج
بخش ۲۲ - گفتار درآوردن خادمان شیرین فرهاد را در نزد آن ماه جبین و دلربایی آن نازنین از فرهاد
چو شیرین خیمه زد بر طرف کهسار
بخش ۲۳ - گفتار اندر دلربایی شیرین از فرهاد مسکین و گفت و شنید آن دو به طریق راز و نیاز در پردهٔ راز
خوشا عشق خوش آغاز خوش انجام
بخش ۲۴ - در ستایش معرفت و مقام عشق
هزاران پرده بر قانون عشق است
بخش ۲۵ - در بیان گرفتاری فرهاد به کمند عشق شیرین
چو دید آن نوش لب شوخ پریزاد
بخش ۲۶ - در گفتگوی شیرین با فرهاد و تعریف کوه بیستون و مأمور نمودن فرهاد به کندن کوه بیستون
خوش آن بیدلی که عشقش کافر ماست
بخش ۲۷ - در جواب گفتگوی شیرین و قبول نمودن فرهاد کندن کوه بیستون را به جهت عمارت
بدو فرهاد گفت که ای سرو نوخیز
بخش ۲۸ - در صفت مرغزاری که شیرین در آنجا آسایش نموده و گفتگوی او با دایه در ستایش حسن خویش
همایون دشتی و خوش مرغزاری
بخش ۲۹ - در پند دادن دایه به شیرین و دلداری از نازنین گوید
ز شاخی عندلیبی کرد پرواز
بخش ۳۰ - در بیان چگونگی عشق و آغاز کندن بیستون به نیروی محبت
خوشا بیصبری عشق درون سوز
بخش ۳۱ - در افزونی محبت فرهاد و شور عشق او در فراق شیرین
عجب دردیست خو با کام کردن
بخش ۳۲ - در اظهار نمودن شیرین محبت خویش را به آن غمین مهجور
اثرها دارد این آه شبانه
بخش ۳۳ - در حکایت گفتگوی آن بیخبر از مقامات عشق با مجنون و جواب دادن مجنون
شنیدم عاقلی گفتا به مجنون
بخش ۳۴ - در رفتن شیرین به کوه بیستون و گفتگوی او با فرهاد و بیان مقامات محبت
چو آن مه بر فراز بیستون شد
بخش ۳۵ - در ستایش پنهان نمودن راز نهانی که آسایش دو جهانیست
اگر خواهی بماند راز پنهان
بخش ۳۶ - در توصیف دشتی که رشک گلزار بهشت بود و تفرج شیرین در آن دشت و رسیدن نامهٔ خسرو به او
بهار دلکش و باغ معانی
بخش ۳۷ - در نوشتن شیرین جواب خسرو را و عتاب کردن بدو در عشق و محبت با دیگران
که از ما آفرین بر آن خداوند
بخش ۳۸ - در بیان وصل و هجران نکویان و رفتن شیرین به تماشای بیستون
بهر جا وصل از دوری نکوتر
بخش ۳۹ - پاسخ دادن شیرین فرهاد را
چو از فرهاد، شیرین قصه بشنید
بخش ۴۰ - نازل شدن شیرین به دلجویی فرهاد مسکین در دامنهٔ کوه بیستون
چو نازل شد به فرش سبزه چون گل
بخش ۴۱ - غزل خواندن فرهاد
که بر رویم نگاهی کن خدا را
بخش ۴۲ - پاسخ دادن شیرین پرستاران را
بگفت از راز من پوشیده دارید
بخش ۴۳ - در بیان مصاحبت شیرین با فرهاد در آن شب
چو شیرین کوهکن را دید با خویش
بخش ۴۴ - امتحان کردن شیرین فرهاد را در عشق
به گرمی گفتش ار کار دگر هست