مقطعات
شمارهٔ ۱
یکی دیوانهای را گفت: بشمار
شمارهٔ ۲
مبارک باد عید، آن دردمند بیکسی را
شمارهٔ ۳
گذشت عمر و تو در فکر نحو و صرف و معانی
شمارهٔ ۴
عید، هرکس را ز یار خویش، چشم عیدی است
شمارهٔ ۵
ساز بر خود حرام، آسایش
شمارهٔ ۶
نقض کرم است آن که قدرش
شمارهٔ ۷
مستان که گام در حرم کبریا نهند
شمارهٔ ۸
به بازار محشر، من و شرمساری
شمارهٔ ۹
میکشد غیرت مرا، غیری اگر آهی کشد
شمارهٔ ۱۰
هرچه در عالم بود، لیلی بود
شمارهٔ ۱۱
جای دگر نماند، که سوزم ز دیدنت