مفردات
شمارهٔ ۱
دانی چه گفتهاند بنی عوف در عرب
شمارهٔ ۲
خیری که برآیدت به توفیق از دست
شمارهٔ ۳
گر سِفله به مال و جاه از آزاده بهاست،
شمارهٔ ۴
کس نیست که مهر تو درو شاید بست
شمارهٔ ۵
دولت جاوید به طاعت درست
شمارهٔ ۶
گوینده را چه غم که نصیحت قبول نیست
شمارهٔ ۷
رفتن چو ضرورتاست و منزل به گذاشت،
شمارهٔ ۸
هر که گوید کلاغ چون باز است
شمارهٔ ۹
گر راه نمایی، همه عالم راهاست
شمارهٔ ۱۰
خواهی که به طبعت همه کس دارد دوست
شمارهٔ ۱۱
اگر بَوّاب و سرهنگان هم از درگه برانندت،
شمارهٔ ۱۲
اینبار نه بانگ چنگ و نای و دهلاست
شمارهٔ ۱۳
از مایهٔ بیسود نیاساید مرد
شمارهٔ ۱۴
گمان مبر که جهان اعتماد را شاید
شمارهٔ ۱۵
بیچاره که در میان دریا افتاد
شمارهٔ ۱۶
توان نان خورد اگر دندان نباشد
شمارهٔ ۱۷
چه کندمالک مختار که فرمان ندهد
شمارهٔ ۱۸
وقتی دل دوستان به جنگ آزارند
شمارهٔ ۱۹
گفتم که برآید آبی از چاه امید
شمارهٔ ۲۰
دروغی که حالی دلت خوش کند
شمارهٔ ۲۱
غریب شهر کسان تا نبوده باشد مرد
شمارهٔ ۲۲
سلطان که به منزل گدایان آید
شمارهٔ ۲۳
در طالع من نیست که نزدیک تو باشم
شمارهٔ ۲۴
نیافرید خدایت به خلق حاجتمند
شمارهٔ ۲۵
گر ز هفت آسمان گزند آید
شمارهٔ ۲۶
در گرگ نگه مکن که بزغاله برد
شمارهٔ ۲۷
بشنو که من نصیحت پیران شنیدهام
شمارهٔ ۲۸
مرغ جایی رود که چینه بود
شمارهٔ ۲۹
خورشید که بر جامهٔ درویش افتد
شمارهٔ ۳۰
تواضع گرچه محبوبست و فضل بیکران دارد
شمارهٔ ۳۱
نه هر بیرون که بپسندی درونش همچنان باشد
شمارهٔ ۳۲
سگ هم از کوچکی پلید بود
شمارهٔ ۳۳
شادمانی مکن که دشمن مرد
شمارهٔ ۳۴
گر هیمه عود گردد و گر سنگ در شود
شمارهٔ ۳۵
هر که دندان به خویشتن بنهاد
شمارهٔ ۳۶
بخت در اول فطرت چو نباشد مسعود
شمارهٔ ۳۷
ناامید از در رحمت به کجا شاید رفت
شمارهٔ ۳۸
سفله را قوت مده چندانکه مستولی شود
شمارهٔ ۳۹
نهاد بد نپسندد خدای نیکوکار
شمارهٔ ۴۰
بزرگی نماند بر آن پایدار
شمارهٔ ۴۱
چه داند خوابناک مست مخمور
شمارهٔ ۴۲
دو عاشق را به هم بهتر بود روز
شمارهٔ ۴۳
به شکر آنکه تو در خانهای و اهلت پیش
شمارهٔ ۴۴
جایی نرسد کس به توانایی خویش
شمارهٔ ۴۵
زندهدل از مرده نصیحت نیوش
شمارهٔ ۴۶
یار بیگانه نگیرد هر که دارد یار خویش
شمارهٔ ۴۷
کوتهنظران را نبود جز غم خویش
شمارهٔ ۴۸
به کین دشمنان باطل میندیش
شمارهٔ ۴۹
گر خود همه عالم بگشایی تو به تیغ
شمارهٔ ۵۰
مکن عمر ضایع به افسوس و حیف
شمارهٔ ۵۱
با هر کسی به مذهب وی باید اتفاق
شمارهٔ ۵۲
بد نه نیکست بیخلافت ولیک
شمارهٔ ۵۳
ای پیک نامه بر که خبر میبری به دوست
شمارهٔ ۵۴
هر که آمد بر خدای قبول
شمارهٔ ۵۵
گر بلندت کسی دهد دشنام
شمارهٔ ۵۶
خفتی و به خفتنت پراکنده شدیم
شمارهٔ ۵۷
دلت خوش باد و چشم از بخت روشن
شمارهٔ ۵۸
از بهر دل یکی به دست آوردن
شمارهٔ ۵۹
به نیکی و بدی آوازه در بسیط جهان
شمارهٔ ۶۰
الهی عاقبت محمود گردان
شمارهٔ ۶۱
هر که با من بدست و با تو نکو
شمارهٔ ۶۲
صاحبدل نیک سیرت علامه
شمارهٔ ۶۳
کرم به جای فروماندگان چو نتوانی
شمارهٔ ۶۴
ز خیرت خیر پیش آید، بکن چندانکه بتوانی
شمارهٔ ۶۵
اگر بریان کند بهرام، گوری
شمارهٔ ۶۶
نداند آنکه درآورد دوستان از پای
شمارهٔ ۶۷
این باد و بروت و نخوت اندر بینی
شمارهٔ ۶۸
آن گوی که طاقت جوابش داری
شمارهٔ ۶۹
مردی نه به قوتست و شمشیرزنی
شمارهٔ ۷۰
به پارسایی و رندی و فسق و مستوری
شمارهٔ ۷۱
چو نفس آرام میگیرد چه در قصری چه در غاری
شمارهٔ ۷۲
شمع کز حد به در بیفروزی
شمارهٔ ۷۳
تو با این لطف دلبندی چرا با ما نپیوندی
شمارهٔ ۷۴
نقاب از بهر آن باشد که بربندند روی زشت
شمارهٔ ۷۵
از دست کسی بستده هر روز عطایی
شمارهٔ ۷۶
ای گرگ نگفتمت که روزی
شمارهٔ ۷۷
کدام قوت و مردانگی و برنایی
شمارهٔ ۷۸
خدا را در فراخی خوان و در عیش و تن آسانی
شمارهٔ ۷۹
گهی کاندر بلا مانی، (ز جان و دل) خدا خوانی
شمارهٔ ۸۰
میمیرم و همچنان نظر بر چپ و راست
شمارهٔ ۸۱
از روی نکو صبر نمیشاید کرد
شمارهٔ ۸۲
میشنیدم به حسن چون قمری
شمارهٔ ۸۳
و رب غلام صائم بطنه خلا
شمارهٔ ۸۴
علیک سلام الله ما لاح کوکب
شمارهٔ ۸۵
و کل بلیغ بالغ السعی فی دمی
شمارهٔ ۸۶
دع الجواری فی الدماء ماخرة
شمارهٔ ۸۷
سلام علیکم اهل بیت کرامة
شمارهٔ ۸۸
و لو ان حبا بالملام یزول
شمارهٔ ۸۹
تبعته العیون حیث تمشی
شمارهٔ ۹۰
تلتقی ارضا بأرض و بدیلا عن بدیل
شمارهٔ ۹۱
کتبت لیبقی الذکر امم بعدی