صنف چهارم که غلام و پیش برست
صنف چهارم که غلام و پیش برست
ای سرو سهی خاک رهت وقت خرام
برگ دوم وزیر غلام است
ای آنکه فلک شرم ز نام تو کند
برگ سیم ده غلام است
ای آنکه قیامت از قیامت باشد
برگ چهارم نه غلام است
ای آنکه چو من بسی اسیرند ترا
برگ پنجم هشت غلام است
ای کز تو دل شکسته ام یافته کام
برگ ششم هفت غلام است
ای آنکه بحسن شهره یی در ایام
برگ هفتم شش غلام است
ای آنکه غمت هزار دل شاد کند
برگ هشتم پنج غلام است
ای آنکه بتان را که چون سرو چمنند
برگ نهم چهار غلام است
ای آنکه بحسن و خوبیی ماه تمام
برگ دهم سه غلام است
ای خاک در تو برتر از عرش عظیم
برگ یازدهم دو غلام است
ای آنکه بود حسن دل افروز ترا
برگ دوازدهم یک غلام است
ای آنکه کمال دلستانیست ترا