مفردات
شمارهٔ ۱
درخت بخل ترا کس ز بیخ برنکند
شمارهٔ ۲
سعادت با سلامت یار بادت
شمارهٔ ۳
از آن مجلس به صورت گرچه دور است
شمارهٔ ۴
ز دولت تو مرا دست داده بود دمی
شمارهٔ ۵
حالم ز فرقت تو نیاید به نامه راست
شمارهٔ ۶
مرا به طلعت تو اشتیاق چندانی است
شمارهٔ ۷
از دل خبر مپرس که بر وی چهها گذشت
شمارهٔ ۸
عمری که از او جهانی ارزد
شمارهٔ ۹
چه نویسم ز آرزومندی
شمارهٔ ۱۰
همیرسان به جماعت چو شاخ نخل کرم
شمارهٔ ۱۱
هر گه که دلم ز ره بیفتد
شمارهٔ ۱۲
ملامتی نتوان کرد روستایی را
شمارهٔ ۱۳
به آن هم مفتخر هم مبتهج شد
شمارهٔ ۱۴
بفرست نسیمی که سلام تو رساند
شمارهٔ ۱۵
ز ذوق یار ملامتگران چو بیخبرند
شمارهٔ ۱۶
کو حیدر هاشمی و کو حاتم طی
شمارهٔ ۱۷
حالی که به صد زبان بیان نتوان کرد
شمارهٔ ۱۸
به جای خویش بود گر درخت طوبی را
شمارهٔ ۱۹
مردم تبریز همچو آب لطیفند
شمارهٔ ۲۰
هر باد که از شام به اصحاب تو آید
شمارهٔ ۲۱
درین دیار بدان زندهام که گهگاهی
شمارهٔ ۲۲
مرا به فکر چه حاجت که شعر من آبیست
شمارهٔ ۲۳
بهانه میطلبد دوست گفتگویی را
شمارهٔ ۲۴
بیش از آن است که آید ز زبان تقریرش
شمارهٔ ۲۵
آن همیخواندم همیبوسیدمش
شمارهٔ ۲۶
همیشه باد به کام تو گردش گردون
شمارهٔ ۲۷
ملول شد دل ما در شب دراز فراق
شمارهٔ ۲۸
ای سواد نامهات نور سواد دیدهام
شمارهٔ ۲۹
چه گویم و چه نویسم که زین سفر چه کشیدم
شمارهٔ ۳۰
حرف و ترکیب ندانم که من از سر تا پای
شمارهٔ ۳۱
ز چشم دوری و دل روز و شب ملازم توست
شمارهٔ ۳۲
هست امیدم که خاک پای تو گردم
شمارهٔ ۳۳
نه آن پیوند دارد با تو جانم
شمارهٔ ۳۴
رهروان بستند بر فتراک ما را لاجرم
شمارهٔ ۳۵
نانش نه و خلق او را در هر دو جهان مهمان
شمارهٔ ۳۶
فتنه عالمی شدی فتنه شدم چو دیدمت
شمارهٔ ۳۷
ناز ز حد ببردهای ای بت نازنین من
شمارهٔ ۳۸
ای دل من نگین تو مهر تو مهر آن نگین
شمارهٔ ۳۹
در سماع آمد بت خوبان چین
شمارهٔ ۴۰
من کیم باری که نامم بر زبان آوردهای
شمارهٔ ۴۱
ز وصف اشتیاق او شدی الکن بیان من
شمارهٔ ۴۲
هنوز صبح نخستین روز دولت توست
شمارهٔ ۴۳
از دیده گرچه دوری از دور در حضوری
شمارهٔ ۴۴
مینویسم پیش جانان نامهای
شمارهٔ ۴۵
چون جان و دلم ز خدمتت نیست جدا
شمارهٔ ۴۶
برون ز عالم حس است جان خرده بینان را
شمارهٔ ۴۷
دل گفت که زحمت تن آنجا چه بری
شمارهٔ ۴۸
چون تو از جانب شیراز به تبریز آیی